اصطلاحات رانندگی (2)/ گاز بده
Hop in بپر بالا،سوار شو push the gas گاز بده make a U turn دور بزن speed up تند برو slow down آهسته برو make a right بپیچ به راست make a left بپیچ به چپ back it up برو عقب hit the brakes بزن رو ترمز
چند واژه کاربردی (100)
Blame: To accuse. To hold responsible مقصر دانستن، سرزنش کردن Blanket: A cloth cover used to keep warm پتو Bleed: To lose blood خون آمدن از Blind: Not able to see کور Block: To stop something from being done. To prevent movement بلوك،بلوك کردن Blood: Red fluid in the body خون Blow: To move with […]
واژگان پرکاربرد در انگلیسی (99)
acknowledge تصدیق کردن، قبول کردن، تأیید کردن، قدردانی کردن، اعتراف کردن acquire بدست آوردن، پیدا کردن، حاصل کردن، آموختن adage ضرب المثل، مثل، پند assimilate وفق دادن، جذب کردن، شبیه ساختن، تلفیق کردن assortment دسته، ترتیب، طبقه بندی، دسته بندی caliber استعداد، گنجایش، کالیبر، قطر گلوله condensed متراکم، فشرده، خلاصه شده contradictory مغایر، مخالف، متناقض […]
لغات کاربردی (98)
Very hard = challenging Tired = exhausted Angry = furious Clean = spotless do = perform/commit/conduct think = suppose/presume good = significant/impressive become better = improve important = remarkable/noticeable make clear = clarify not simple = complicated/ perplexed hard = difficult decide = make a decision
واژگان ضروری (4) تافل
adept استاد، ماهر، کاردان، چیره دست، ماهرانه adhere چسبیدن، پیوستن، وفادار ماندن، طرفدار بودن، توافق داشتن foster پرورش دادن، غذا دادن، شیر دادن، غذا، نسل، پرستار halt ایست، درنگ، توقف، ایستادگی کردن handle بکار بردن، استعمال کردن، مدیریت کردن، وسیله، دستکاری کردن، اداره کردن harbor پناه گاه، بندرگاه، پناه بردن، پناه دادن، لنگر انداختن harmful […]
30 لغت پرکاربرد در انگلیسی (97)
1- Accept – پذيرفتن 2-Allow – اجازه دادن 3-Ask – پرسيدن 4-Believe – باور كردن 5-Borrow – قرض گرفتن 6-Break – شكستن 7-Bring – آوردن 8-Buy – خريدن 9-Can/ Be able – توانستن 10-Cancel – منتفي كردن 11-Change – تغيير دادن 12-Clean – تمييز كردن 13-Comb – شانه كردن 14-Complain – شكايت كردن 15-Cough – […]
Studies یا Study؟
برای صحبت کردن در مورد درس خواندن در دانشگاه یا کالج، از کلمهی studies (بصورت جمع) اسفاده میشود. مثال: After the war he resumed his studies at the University of Turin پس از جنگ، او درسش را در دانشگاه تورین ادامه داد. to continue your studies اما برای تحقیق در یک زمینه یا موضوع خاص، […]
واژه «subsequent»
subsequent بعد، متعاقب، بعدی subsequent events proved her wrong حوادث بعدی ثابت کرد که او اشتباه می کند the theory was developed subsequent to the earthquake of 1906 این نظریه پس از زلزله 1906 توسعه یافت He was surprised and impressed by his former band leader’s subsequent success او از موفقیت بعدی رهبر سابق گروه […]
چند عبارت/ سوتی و چاپلوس به انگلیسی چی میشه؟
?Are you into smoke اهل دود (سیگار) هستی؟ Don’t piss me off عصبانیم نکن(البته مودبانه اش) Ass-kisser/flatterer چاپلوس The situation got out of hand موقعیت از کنترل خارج شد Blooper سوتی، اشتباه احمقانه
چند جمله کاربردی (95)
درس&مدرسه &دانشگاه Our new professor is really absent-minded استاد جدید ما خیلی حواسپرت است. Our new professor does not seem to be knowledgeable استاد جدیدمان بنظر نمیرسد باسواد باشد. I’ve not handed in/turned in my project yet من هنوز پروژهام را تحویل ندادهام. The new teacher has picked on me badly استاد جدیدمون بدجوری به […]








Sunday, 25 October , 2026