بایگانی‌های لغات پرکاربرد زبان - الفبای زبان
2 اصطلاح/  For the time being & For sure ۰۲ آبان ۱۴۰۵

2 اصطلاح/ For the time being & For sure

For the time being = For now  Temporarily موقتا، فعلا، عجالتا  For the time being, Janet is working as a waitress, but she really hopes to become an actress soon. جانت فعلا یک گارسون است، اما واقعا امیدوار است که روزی یک هنرپیشه شود.  We’re living in an apartment for now, but soon we’ll be […]

چند اصطلاح پرکاربرد/ اصطلاح ” I’m sick of it” ۲۶ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح پرکاربرد/ اصطلاح ” I’m sick of it”

 Stay out of it معنی دخالت نکن / فضولی نکن    I’m sick of it معنی ازش خسته شدم / حالم ازش به هم میخوره    No way معنی امکان نداره / عمراً!    It’s driving me crazy معنی رو مخمه | داره دیوونه م میکنه   Get to yhe point معنی برو سر اصل […]

واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه

aisle =راهروی بین صندلیها در هواپیما baggage claim= محل تحویل چمدان boarding pass =بلیط مخصوص hand luggage= چمدان های قابل حمل flight =پرواز pilot =خلبان Co-pilot= کمک خلبان cockpit =کابین خلبان flight attendant=مهماندار هواپیما life jacket= جلیقه نجات seat belt =کمربند emergency exit= خروج اضطراری

واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی ۰۴ مهر ۱۴۰۵

واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی

upfront صادق، رک و روراست ، بی غل و غش   Adam has always been upfront with us   آدام همیشه با ما روراست بوده است She wasn’t upfront about her real intentions او درمورد نیات واقعیش با ما روراست نبود.

افعال عبارتی «Look for» & «Pass out» ۰۲ مهر ۱۴۰۵

افعال عبارتی «Look for» & «Pass out»

Look for=Try to find فعل عبارتی (phrasal verb) Look for به معنای دنبال (چیزی یا کسی) گشتن/پیش بینی کردن، نگران بودن    I’ve been LOOKING FOR all their hidden files, but I can’t find them anywhere من در جستجوی همه پرونده های مخفی آنها هستم، اما آنها را در هیچ جایی پیدا نمی کنم. Pass […]

چند واژه با mate ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

چند واژه با mate

Cellmate هم سلولی Classmate هم کلاسی Playmate هم بازی Housemate هم خونه ای Helpmate همدم

فعل cop off به چه معناست؟ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

فعل cop off به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb)  cop off به معنای “ترک زودهنگام کار یا مدرسه” است.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Leave work or school early  مثال:  We copped off early on Friday because there was nothing to do ما اوایل جمعه از کار دست کشیدیم، چون کاری برای انجام دادن وجود نداشت آدرس کانال […]

صفت های متضاد در انگلیسی ۱۳ آبان ۱۴۰۴

صفت های متضاد در انگلیسی

صفت های متضاد در انگلیسی  Same = همانند Different = متفاوت  Clean = تمیز Dirty = کثیف  Dry =خشک Wet = خیس  Far = دور Near = نزدیک  Alive = زنده Dead = مرده  Best = بهترین Worst = بدترین  Bitter = تلخ Sweet = شیرین Calm = آرام Nervous = عصبی

تفاوت So many & Only so many ۱۰ آبان ۱۴۰۴

تفاوت So many & Only so many

So many means a lot=مقدار زیاد Only so many/much means a few= only a limited quantity of something=فقط تا حدی یا فقط تا یک حدودی/محدود مثال: I have so many pens I have only so many pens or I only have so many pens There’s only so much that anybody’s brain can handle at any […]

مختضر و مفید/  تفاوت Look, See و Watch ۰۴ آبان ۱۴۰۴

مختضر و مفید/ تفاوت Look, See و Watch

تفاوت Look, See و Watch See → دیدن (اتفاقی) Look → نگاه کردن (عمداً) Watch → تماشا کردن (چیزی در حال حرکت) مثال: I see a bird Look at that picture I watch movies every night