اصطلاح «بیا سو تفاهم را برطرف کنیم»
Let’s clear the air=Eliminate confusion بیا سو تفاهم را برطرف کنیم/بهتر کردن اوضاع We had a big argument, but I guess it helped clear the air between us ما دعوای بزرگی داشتیم، اما حدس میزنم که به بهتر شدن اوضاع بین ما کمک کرد
پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر
Long time no see پارسال دوست، امسال آشنا This name rings a bell این اسم برام آشناست He is my distant acquaintance از آشناهای دور من است. I made his acquaintance at a party من در یک مهمانی با او آشنا شدم. I have a nodding acquaintance with him در حد سلام علیک با او […]
اصطلاح «tattle on someone» به چه معنی است؟
چُغلی کردن/ اخبار غیرموثق
فعل ترکیبی run across
فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید: I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]
لغات کاربردی در ریاضیات مهندسی و متون زبان اصلی
دایره : Circle کره : Sphere مکعب : Cube مثلث : Triangle مربع : Square مستطیل : Rectangle گویا : Rational تابع: Function صحیح: Integer هم ارزی : Equivalent کران : Bound زیر مجموعه : Subset اصم : Irrational عدد حقیقی : Real number افراز : Partition ضرب در : Multiply by منها کردن: […]
کتاب «پسر عنکبوتی» روانه بازار نشر شد
کتاب «پسر عنکبوتی» به قلم رالف فلچر نویسنده آمریکایی، رمانی برای مخاطبان نوجوان است که اضطراب تغییر محل زندگی و مواجهه با شهر و مدرسه جدید در میان این گروه سنی را به عنوان درونمایه اثر خود برگزیده است. به گزارش الفبای زبان؛ شخصیت اصلی «پسر عنکبوتی» پسری نوجوان به نام باب است. او همهچیز […]
چند اصطلاح پرکاربرد/ اصطلاح «He is a fun sucker» به چه معناست؟
ولم کن …………………………let go of me بزن تو رگ……………………………. Dig in! چه آدمهایی پیدا میشن؟………. what people حسابی صفا کردم…… painted the town red زندگیت بر فناست.. your whole life is a waste این برداشت شماست.(من این طور فکر نمی کنم)This is the impression you got اهل دله. ………………..He is a fun sucker حالش […]
انواع رنگ زرد به انگلیسی
Yellow زرد Apricot زرد مایل به نارنجی، زردآلویی Amber زرد مایلبه قهوهای، کهربایی Golden طلایی Flaxen زرد مایل به سفید، کتانی، بور Beige بژ Brassy رنگ فلز برنج، برنجی Buff زرد مایل به قهوهای Primrose زرد کمرنگ Mustard خردلی Canary Yellow زرد قناری Daffodil زرد نرگسی Phosphorescent Yellow زرد فسفری
اصطلاح I beg to differ
this job is demanding این کار پر زحمتی است I don’t have the heart دلشو ندارم I beg to differ مخالفم، باهات موافق و هم عقیده نیستم keep an open mind پیش داوری نکن، قضاوت ممنوع
اصطلاحات پرکاربرد /I’m feeling under the weather
تهیه و تنظیم: علیرضا مظاهری/ 36-I’m feeling under the weather 36-ناخوش احوالم این عبارت پرکاربرد زمانی استفاده می شود که کسی احساس خوب ندارد و فکر می کند مریض شده است. مثلا: “I’m feeling under the weather today.” جمله ای است که هنگام صحبت با یک دوست یا همسایه در یک محیط دوستانه از آن […]






Thursday, 23 July , 2026