I don't feel like + verb ing
ساختاری برای گفتن ” حوصله فلان کار و ندارم”
برای گفتن حوصله فلان چیز و ندارم باید از ساختار زیر استفاده کنیم I don’t feel like + verb ing I don’t feel like working حوصله کار کردن ندارم I don’t feel like cooking حوصله آشپزی ندا م
رونمایی از پوستر کانون پرورش فکری در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران
در آستانه برپایی سیوپنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، از پوستر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به مناسبت برپایی این رویداد فرهنگی با طراحی شاپور حاتمی، رونمایی شد. به گزارش الفبای زبان از روابط عمومی و امور بینالملل کانون، شاپور حاتمی طراح پوستر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، درباره چگونگی شکلگیری ایده آن بیان […]
چند اصطلاح کاربردی/ get a nose job
He’s hard of hearing گوشش سنگینه You get a nose job بینیت رود عمل کردی I want to wax my legs میخوام اپیلاسیون کنم I’m on leave تو مرخصی هستم It applies to everyone این در مورد همه صدق میکنه Apply for university درخواست برای دانشگاه I always keep my word من همیشه سر قولم […]
اصطلاح «بدون رودربایستی حرف زدن»
Call a spade a spade=speak plainly without avoiding unpleasant or embarrassing issues بدون رودربایستی حرف زدن/ بی پرده حرف زدن it is time to name names and call a spade a spade وقتش است که نام ها را اسم ببریم و بی پرده حرف بزنیم I’m not at all secretive, and I’m pretty good […]
درباره اصطلاح «Take after»
اصطلاح take after به معنی این است که از نظر ظاهر یا شخصیت شبیه یکی از اعضای خانواده خود باشید. ?Who do you take after تو به کی رفتی؟ ?i take after my mom به مامانم رفتم. ?i take after my dad به پدرم رفتم. He takes after his mother.his mother’s side of the family. […]
عباراتی درباره استخدام و اخراج افراد
To employ someone / to hire someone استخدام کردن To dismiss sb / to fire sb اخراج کردن To sack sb / to give sb the sack اخراج کردن To be sacked /to get the sack اخراج شدن To lay off sb/to lay sb off اخراج کردن To be laid off اخراج شدن To make […]
اصطلاح «یک سرو گردن بالاتر بودن»
a cut above the rest=Better in quality than most others یه سرو گردن بالاتر بودن/بهتر از هر کسی ، This new restaurant is a cut above the rest این رستوران جدید یک سر و گردن از بقیه بالاتر است Trust me, Johannes is a cut above the rest. If you want the best legal advice […]
چند اصطلاح کاربردی/ Keep your shirt on
Have been to see به دیدن چیزی رفتن Jose had been to see his boss to confirm his job for next summer Fix up جور کردن Jose had taken a couple of his buddies along to see if he could fix up work for them (جوز) دوتا از رفیقاشو با خودش برده بود که ببینه […]
اصطلاح «Not-so-distant future»
Not-so-distant future=A time not very far in the future آینده نه چندان دور When I was growing up, we never would have believed that we’d be using phones as powerful as computers in the not-so-distant future وقتی بزرگ میشدم، هرگز باور نمیکردیم که در آیندهای نه چندان دور از تلفنهایی به قدرتمندی رایانهها استفاده […]
اصطلاح «Get along with» به چه معنیست؟
Get along with= To associate or work well with; to succeed or manage in doing 1-سازگاری داشتن با، ساختن با – 2-سر کردن با، موفق بودن، ساختن با Terry isn’t getting along with her new roommate; they argue constantly تری با هم اتاقی جدیدش نمیسازه، اونا همیشه با هم دعوا دارن. ?How are you getting […]
3 اصطلاح با واژه «Act»
Act of God خواست و تقدیرخداوند !the flooding was surely an act of God سیل قطعا خواست خدا بوده! be/get in on the act وارد عمل شدن/سهیم شدن و هم جریان شدن با چیزی We started selling them last year, and now other stores are getting into the act ما فروش آنها را از سال […]






















Monday, 17 August , 2026