اصطلاح I smell a rat به چه معناست؟
چند اصطلاح پرکاربرد انگلیسی/ اصطلاح «مچش را گرفتم» چه می شود؟
We caught her red handed مچش رو گرفتیم My boss drives me up the wall رئیسم منو خیلی عصبی میکنه ?Does it ring a bell این تورو یاد چیزی نمیندازه؟ I have bigger fish to fry من کارای مهمتری برای انجام دادم دارم Hold your horses آروم باش I smell a rat حس میکنم داری […]
معنی متفاوتی برای واژه Long در جملات انگلیسی
واژه لانگ به معنی بلند و دراز است اما معانی دیگری نیز برای آن متصور است، از جمله؛ مدتها، از دیرباز It was long thought that you were a good man از دیرباز تصور می شد که شما انسان خوبی بودید It is long since I have last seen you از آخرین باری که من […]
چند جمله انگلیسی برای آرزوی موفقیت برای دوستان
لیست 13 تا جمله کاربردی برای آرزوی موفقیت Best of luck بهترین شانس را برای شما میخواهم Break a leg موفق باشی I hope everything will be all right امیدوارم همه چیز درست باشد. I hope things will turn out fine امیدوارم همه چیز خوب شود. You’ll do great! شما عالی خواهید بود! Wishing you […]
اصطلاحی برای “هنگ کردن، بند آمدن زبان” به انگلیسی
at a loss بند اومدن زبون, هنگ کردن Def: unable to speak=speechless I was so surprised that I was at a loss for words چنان متعجب شدم که زبونم بند اومده بود. Tom was terribly confused really at a loss تام حسابی گیج شده بود و نمیتونست حرف بزنه
داستانک انگلیسی بازرگان و خرگوش همراه ترجمه
Short Story The Merchant and his Donkey One beautiful spring morning, a merchant loaded his donkey with bags of salt to go to the market in order to sell them. The merchent and his donkey were walking along together. They had not walked far when they reached a river on the road. Unfortunately, the […]
couch potato کیست؟
couch potato=a lazy person فردی که مدام پای تلویزیون مشغول خورد و خوراک است/معتاد به تلویزوین این اصطلاح غیررسمی در واقع نوعی انتقاد به اشخاصی است که مدام وقت خود صرف تلویزیون می کنند I used to be a couch potato, but then I discovered the joy of outdoor activities من قبلا معتاد به تلویزیون […]
“اتفاقا” به زبان انگلیسی+ مثالها
Oddly enough=by the way Oddly enough I was telling them the last night story اتفاقا داشتم داستان دیشب رو براشون می گفتم As it happens As it happens She was gonna tell me the truth اتفاقا او داشت حقیقتو رو به من می گفت
عبارات و جملات کاربردی با Banish
Banish negative thoughts دور کردن افکار منفی Banish fear از بین بردن ترس Banish doubts رفع ابهام، شک را از بین بردن Banish bad habits ترک عادات بد Banish a person from the group اخراج فرد از گروه Banish worries از بین بردن نگرانی ها Banish evil spirits دور کردن ارواح خبیث Banish stress از […]
چند واژه انکلیسی برای “اخراج کردن/تبعید کردن”
Exile تبعید کردن Expel اخراج کردن Oust برکنار کردن Remove حذف کردن Dismiss برکنار کردن
چند را برای گفتن ” همین الان باید بروم…”
چند راه برای گفتن همین الان باید برم… I have to leave now I must go now I should head out now I’m off now I need to head out I’ve got to run now It’s time for me to head out I have to get going I’m leaving now I have to make a […]
چند اصطلاح پرکارد/ بهت میاد به انگلیسی چی میشه؟
!Sorry to barge in ببخشید سرزده مزاحم شدم ?Who is she to you این کیِ تو می شه؟ It doesn’t fit me این اندازه من نیست It suits you بهت میاد



















Saturday, 26 September , 2026