اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 24 از 108 - الفبای زبان
اصطلاح عبارتی «Wig out» به چه معناست؟ ۲۰ آذر ۱۴۰۳

اصطلاح عبارتی «Wig out» به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb) Wig out به معنای “برافروخته شدن و کنترل خود را از دست دادن” است. Wig out= become excited and lose control   مثال: He wigged out when he heard that he had failed وقتی شنید که شکست خورده است، برافروخته شد.  

3 اصطلاح کاربردی انگلیسی/ سَرسَری کاری کردن ۲۰ آذر ۱۴۰۳

3 اصطلاح کاربردی انگلیسی/ سَرسَری کاری کردن

He left for good   برای همیشه رفت! Wrap up=Cover in paper=Dress warmly دور چیزی کاغذ پیچیدن، لباس گرم پوشیدن‌ They wrapped up the presents then put a ribbon around them آنها هدیه ها را کادوپیچ کردند و دورشان روبان پیچیدند. half-assed سرسری کاری کردن/ نیمه نصفه I don’t do anything half-assed     هیچ […]

چند اصطلاح پرکاربرد/ «جوگیر نشو» به انگلیسی ۱۹ آذر ۱۴۰۳

چند اصطلاح پرکاربرد/ «جوگیر نشو» به انگلیسی

Don’t get carried away جوگیر نشو you got it حله point taken گرفتم چیشد Shit happens اتفاقه دیگه می افته

اصطلاح «دست کج بودن» به انگلیسی ۱۹ آذر ۱۴۰۳

اصطلاح «دست کج بودن» به انگلیسی

she has sticky fingers او دستش کجه/ دزده اصطلاح “انگشتان چسبناک” داشتن به معنای این است که فرد تمایل به بلند کردن و دزدیدن چیزها دارد و اصطلاحا چیزها به دستش می چسبند!   The criminal in question is said to have sticky fingers گفته می شود جنایتکار مورد نظر دستشون کج است.

برخی واژگان و اصطلاحات مربوط به خرید کردن/ تخفیف/ مرجوعی کالا ۱۹ آذر ۱۴۰۳

برخی واژگان و اصطلاحات مربوط به خرید کردن/ تخفیف/ مرجوعی کالا

Sales receipt رسید خرید  make sure to keep the sales receipt in case you need to turn or exchange the item  Buy خریدن  I want to buy a new dress for the party Sell فروختن با به فروش رساندن  I’ve got some books to sell Sale تخفیف  I bought my dress in a sale  Seller […]

اصطلاح «off the charts» به چه معناست؟ ۱۴ آذر ۱۴۰۳

اصطلاح «off the charts» به چه معناست؟

off the charts خیلی زیاد/خیلی بالا/فوق العاده/بیش از انتظار   The Doctor immediately made a call to my primary physician to find out what medications I could take, because my blood pressure was off the charts دکتر فوراً با پزشک اصلی من تماس گرفت تا بفهمد چه داروهایی را می توانم مصرف کنم، زیرا فشار […]

اصطلاحات انگلیسی مرتبط با رانندگی ۱۴ آذر ۱۴۰۳

اصطلاحات انگلیسی مرتبط با رانندگی

  Hop in بپر بالا، سوارشو! Speed up تند برو! Step on it گاز بده! Overtake سبقت بگیر! Pull over بزن کنار!

3 اصطلاح کابردی/ «you rock» به چه معناست؟ ۱۲ آذر ۱۴۰۳

3 اصطلاح کابردی/ «you rock» به چه معناست؟

way to go ایول دمت گرم you nailed it ترکوندی it was heaven محشر بوی you rock تو فوق العاده ای

3 اصطلاح کاربردی/ «عقده داشتن» به انگلیسس ۱۲ آذر ۱۴۰۳

3 اصطلاح کاربردی/ «عقده داشتن» به انگلیسس

Have a chip on your shoulder عقده یا حس بدی داشتن درباره مسئله ای Rain on someone’s parade برنامه یا خوشی کسی را لو دادن/ خراب کردن نقشه pot the cart before the horse کار وارونه کردن، کار غیر منطقی کردن

چند عبارت انگلیسی برای گفتن «هر جور مایلی…» ۱۰ آذر ۱۴۰۳

چند عبارت انگلیسی برای گفتن «هر جور مایلی…»

Suit yourself As you please As you wish Do what you want at your convenience as you see fit anything you want anything you like as much as you like