چند اصطلاح / It was a total rip-off به چه معناست؟ ۲۹ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح / It was a total rip-off به چه معناست؟

it is affordable for me. برای من مقرون به صرفه است، اقتصادی برای من   It was a total rip-off. واقعا سرم کلاه رفت.   Money is no object. مسائل مالی برام مهم نیست.   I’m extravagant. من ولخرج هستم.   I can’t afford it. از پس هزینه اش بر نمیام      

بایگانی‌های آخرین اخبار - صفحه 213 از 385 - الفبای زبان
I’m on to you + دو اصطلاح دیگر ۰۷ آبان ۱۴۰۲

I’m on to you + دو اصطلاح دیگر

I’m done talking دیگه حرفی ندارم As far as it goes تا حدودی I’m on to you آمار تو دارم

I’m speechless  + دو اصطلاح دیگر ۰۷ آبان ۱۴۰۲

I’m speechless + دو اصطلاح دیگر

I’m speechless زبانم بند آمده The choice is yours انتخاب با توئه I’m not convinced متقاعد نشدم

تفاوت کلمات annoyed و disturbed ۰۷ آبان ۱۴۰۲

تفاوت کلمات annoyed و disturbed

برای بیان حالت احساسی شخصی که از مسئله ای شوکه شده است؛ از صفت های disturbed, upset, distressed, offended استفاده می کنیم. He was disturbed to see the harsh behavior of the parents toward those children چنانچه هدف بیان کیفیت شوکه کننده در مورد چیزی باشد؛ از صفت های disturbing, upsetting, distressing و offensive استفاده […]

Fall behind ۰۶ آبان ۱۴۰۲

Fall behind

Fall behind = Get behind=To lag, to fail to keep up عقب افتادن، عقب ماندن Eve fell behind in her studies and finally had to drop out of school ایو در درس‌هایش عقب افتاد و سرانجام مجبور شد ترک تحصیل کند If you get behind in your car payments, the finance company may repossess it […]

همایند‌های کلمه “Pay” ۰۶ آبان ۱۴۰۲

همایند‌های کلمه “Pay”

همایند‌های کلمه “Pay” Pay attentionتوجه کردن Pay a complimentتعریف و تمجید از کسی Pay your respectادای احترام کردن Pay a fineپرداخت جریمه Pay a billپرداخت قبض یا صورت حساب Pay in cashپرداخت نقدی Pay by credit cardپرداخت با کارت اعتباری

اشتباه رایج Capable vs Able ۰۶ آبان ۱۴۰۲

اشتباه رایج Capable vs Able

کلمه‌ی capable با ساختار زیر بکار می‌رود: capable of (doing) sth She is quite capable of passing the exam, provided that she does some workاو بشرط اینکه کمی کار کند، قادر به پاس کردن امتحان است. The poison was capable of killing an elephant in five minutesزهر مى‌توانست‌ در پنج‌ دقيقه‌ یک فيل را بكشد. […]

اصطلاح Tea time ۰۶ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Tea time

اصطلاح اسلنگ tea time به معنی وقت غیبت یا وقت گپ و گفت خودمانی هم استفاده می شود. It’s tea time=slip the tea=gossip وقت غیبته/ صحبت ها(غیبت ها) رو بریز وسط

سه اصطلاح کاربردی ۰۶ آبان ۱۴۰۲

سه اصطلاح کاربردی

It’s not rocket science آپولو نیم خوای هوا کنی! It’s like talking to a brick wall انگار دارم با دیوار حرف می زنم !the pot calling the kettle black دیگ به دیگ می گه روت سیاه

!You are so petty ۰۶ آبان ۱۴۰۲

!You are so petty

!You are so petty خیلی عقده ای هستی! ?Where ‘s your head حواست کجاست؟

چهار دیواری اختیاری! ۰۶ آبان ۱۴۰۲

چهار دیواری اختیاری!

!My house my rules چهار دیواری اختیاری!