I don't feel like + verb ing
ساختاری برای گفتن ” حوصله فلان کار و ندارم”
برای گفتن حوصله فلان چیز و ندارم باید از ساختار زیر استفاده کنیم I don’t feel like + verb ing I don’t feel like working حوصله کار کردن ندارم I don’t feel like cooking حوصله آشپزی ندا م
اصطلاح keep me posted
!keep me posted من رو درجریان بزار.خبری چیزی شد به منم بگو. من روبی خبرنزاری ها. !Keep me posted on how the project is coming along, please لطفا منو در جریان چگونگی اجرای پروژه قرار بده Keep me posted on how things go in your new job من را در جریان کار جدید خود […]
تا دم در بدرقه تون میکنم +چند اصطلاح دیگر
Help yourself از خودتون پذیرایی کنید Make yourself at home اینجارو منزل خودتون بدونید Do this more often بیشتر از این کارا بکنید We would like to see more of you دوست داریم شمارو بیشتر ببینیم I’ll see you to the door تا دم در بدرقه تون میکنم
لغات فوتبالی (1)
Advantage آوانتاژ Armlet بازوبند Fair play بازی جوانمردانه Going/turning play بازی رفت/برگشت Throw-in پرتاپ اوت Simulate شبیه سازی Substitute تعویض کردن Tackle تکل Charge تنه زدن Net تور Referee داور Drop ball دراپ بال Dribble دریبل
چند اصطلاح روزمره (101)
They cannot handle it ازعهده اش برنمیان، Dream on مگه خوابشو ببینی Pick on someone your own size با يکی شوخی کن که هم قد خودت باشه Help yourself بفرمایید میل کنید Be tough as nails سرسخت باش مثل میخ (به فارسی:مثل کوه استوار)
عبارات کاربردی درباره ساعت مچی
My watch is 5 minutes slow ساعتم 5 دقیقه عقب هست. My watch is 5 minutes fast ساعتم 5 دقیقه جلو هست. My watch has stopped ساعتم خوابیده … He looked at/glanced at/consulted his watch او به ساعتش نگاه کرد. I don’t like to wear a watch دوست ندارم ساعت دستم ببندم.
اصطلاحی درباره وسواس یا اشتغال ذهنی داشتن
To have a bee in one’s bonnet=To be extremely busy=to be preoccupied or obsessed with something خود واژه Bee به معناز زنبور است/ اشتغال ذهنی یا وسواس یا دلمشغولی داشتن/ He has a serious problem. So, he has a bee in his bonnet about removing the problem او یک مشکل جدی دارد. بنابراین ذهنش […]
عبارات مورد استفاده در موقعیت آدم فراموش کار
It slipped my mind یادم رفت. I lost my train of thought رشته افکارم پاره شد. I have memory like a sieve حافظهم داغونه. I don’ t remember you شما رو بخاطر نمیارم. I can’ t place you شما رو بجا نمیارم.
برگزیدگان جایزه «مهرگان» معرفی شدند
برگزیدگان بیست و یکمین و بیست و دومین دوره جایزه مهرگان ادب، دورههای دوم و سوم مهرگان ادب زبان مادری و شانزدهمین و هفدهمین دوره جایزه مهرگان علم معرفی شدند. به گزارش الفبای زبان، مراسم پایانی جایزه مهرگان، روز پنجشنبه، ۱۱ آبانماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد و برگزیدگان معرفی شدند. هیات داوران […]
«ابراز دلخوری» به صورت جزئی از شخصی
I’m cross with you ازت دلخورم/ دلخوری برای مسائل جزئی I understand you’re frustrated with me, but please don’t get cross with me I’m trying my best می فهمم که از من ناامید هستید، اما لطفاً از من نرنج من تمام تلاشم را میکنم
اصطلاح I was skeptical + دو اصطلاح دیگر
I was skeptical شک داشتم Against my will بر خلاف میل باطنی من… If I do say so myself تعریف از خود نباشه






















Monday, 17 August , 2026