اصطلاح …I’m good at ۰۱ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح …I’m good at

…I’m good at برای گفتن اینکه من در فلان کار خوبم- با مهارت دارم از این عبارت استفاده می کنیم: I’m good at drawing I’m good at video games I’m good at swimming I’m good at driving I’m good at reading I’m good at sports I’m good at writing I’m good at math I’m good […]

بایگانی‌های ویژه - صفحه 34 از 137 - الفبای زبان
سه عبارت مهم/تاوان دادن به انگلیسی/صدبار با انگلیسی ۱۲ آبان ۱۴۰۳

سه عبارت مهم/تاوان دادن به انگلیسی/صدبار با انگلیسی

Umpteen times صدها بار I called you umpteen times صدبار بهت زنگ زدم… Cynical بدبین ?Why are you so cynical چرا انقدر بدبینی؟ Pay the price تاوان دادن We pay the price for our thoughts ما تاوان افکارمون را دادیم

3 اصطلاح کاربردی/ It’s not concern of mine به چه معناست؟ ۰۹ آبان ۱۴۰۳

3 اصطلاح کاربردی/ It’s not concern of mine به چه معناست؟

It’s not concern of mine به من مربوط نیست It doesn’t answer my purpose به درد من نمی خوره Buff up  بهبود دادن

اصطلاح !Wise up ۰۸ آبان ۱۴۰۳

اصطلاح !Wise up

Wise up=become alert to or aware of something سر عقل بیا/ به خودت بیا It’s time to wise up and tell those around you that enough is enough وقت آن است که به خودت بیای و به اطرافیانتان بگویی که دیگر بس است

چند اصطلاح کاربردی /تقاص پس دادن به انگلیسی ۰۸ آبان ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی /تقاص پس دادن به انگلیسی

  I read you like a book مثل کف دستم می شناسمت I want to try my luck می خوام شانسم رو امتحان کنم you will pay for this تقاصش رو پس میدی he burns me up حرصمو درمیاره bite your tongue زبونتو گاز بگیر don’t take it out on me ناراحتیت رو سرمن خالی […]

تفاوت Match & Race ۰۶ آبان ۱۴۰۳

تفاوت Match & Race

واژه ی Match به معنی”مسابقه” برای بازیهایی بکار می‌روند که توپ داشته باشند مثل فوتبال ، بسکتبال ، پینگ‌پنگ و غیره . chess match, a tennis match, a football match A football match attracts most people واژه ی Race به معنی “مسابقه” برای هر بازی ای که با سرعت سرو کار دارد و همچنین بازیهای […]

تفاوت sometimes & simetime &some time در چیست؟ ۰۱ آبان ۱۴۰۳

تفاوت sometimes & simetime &some time در چیست؟

Sometimes Sometime Some time فرق بین اینها چیست… Sometimes  گاهی اوقات Example: I sometimes see my friend Sometime  سری یک فرصت مناسب Example: Let’s get together sometime بیا سری یک فرصت مناسب همدیگر را ببینیم. Some time   مدتی Example: It took me some time to fix my car  

واژگان معادل Smart در زبان انگلیسی ۳۰ مهر ۱۴۰۳

واژگان معادل Smart در زبان انگلیسی

Gifted Brilliant Sharp Clever Intelligent Ingenious Knowledgeable Shifty Supersubtle Understanding

چند عبارت کاربردی مربوط به وقت و زمان ۳۰ مهر ۱۴۰۳

چند عبارت کاربردی مربوط به وقت و زمان

نویسنده : صغری توحیدلو At your earliest convenience در اولین فرصت Time and again چندین بار…بارها Every other day یک روز در میان Time presses وقت تنگ است Spare time وقت آزاد…اوقات فراغت Time is up وقت تمام است In the nick of time سر بزنگاه  

3عبارت کاربردی/ to snoop به چه معناست؟ ۲۹ مهر ۱۴۰۳

3عبارت کاربردی/ to snoop به چه معناست؟

To snoop سرک کشیدن، فضولی کردن Upon my word به شرافتم قسم می خورم Chop chop بجنب، سریع باش

فعل عبارتی Bear out به چه معناست؟ ۲۸ مهر ۱۴۰۳

فعل عبارتی Bear out به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb)  Bear out به معنای “تایید کردن” است.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Confirm that something is correct   مثال: Statistics bear out the government’s claims on the issue آمار، ادعاهای دولت درمورد این موضوع را تایید می‌کند.