فعل عبارتی Account for
Account for=to give a reason or explanation for something توضیح دادن/ جواب پس دادن/توجیه کردن They had to ACCOUNT FOR all the money that had gone missing آنها باید برای تمام پولی که گم شده بود می باستی پاسخ می دادند ?How do you account for your success موفقیت خود را چگونه توجیه/ارزیابی […]
مترادف های واژه «Big»
Different ways to say ”BIG” Large Huge Giant Hefty Gigantic Sizeable Colossal Massive Immense Enormous Monstrous Humongous Tremendous Considerable
ضمایر موصولی (Wh ها)
در دستور زبان انگلیسی، ضمیر کلمهای است که بهجای اسم یا گروه اسمی مینشیند و نقشهای مختلفی میگیرد. ضمایر انگلیسی با توجه به موقعیتی که در جمله دارند، به انواع گوناگونی تقسیم میشوند. how کیفیت و چگونگی how high برای ارتفاع how much برای مقدار how tall برای قد شخص of which برای مالکیت شی […]
جملات کاربردی و آسان (۸9)
Promise me بهم قول بده Convince me متقاعدم کن Believe me حرفمو باور کن Remind me بهم یادآوری کن Trust me بهم اعتماد کن Guide me راهنماییم کن Feel me درکم کن Forgive me منو ببخش Forget me منو فراموش کن Follow me دنبالم بیا Leave me alone تنهام بزار( بزار تو حال خودم باشم) […]
ادیان مختلف در زبان انگلیسی
Muslim مسلمان Christian مسیحی Jewish یهودی Buddhist بودایی Zoroastrian زرتشتی
عبارت کاربردی «be into»
اصطلاح be into به معنی ‘علاقه داشتن به…’ است. در این اصطلاح به جای be از افعال to be یعنی am, is ,are برای زمان حال و was, were برای زمان گذشته استفاده میکنیم. I’m into pop music من به موسیقی پاپ علاقه دارم. ?What sport are you into the most به چه ورزشی […]
صادق هدایت که بود و چه کرد؟
منبع: ایسنا/ هفتاد و دو سال از روزی که صادق هدایت تصمیم گرفت دیگر زندگی نکند میگذرد. به گزارش الفبای زبان به نقل از ایسنا، «در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند که این دردهای […]
تفاوت older&elder
از older برای گفتن اینکه فردی (از لحاظ سنی) بزرگ تر از فردی دیگر است استفاده می شود. از این کلمه برای صحبت کردن در مورد قدمت مکان ها، ساختمان ها، اشیاء… هم استفاده می شود. James is older than Richard جیمز از ریچارد بزرگ تر است. This building is older than most of the […]
واژه «Foe»
Foe : an enemy دشمن، عدو، خصم، معاند friend and foe دوست و دشمن one of his political foes یکی از دشمنان سیاسی او
عبارات و افعال با Stand
Collocations with stand Stand back عقب ایستادن Stand by کناری کسی ماندن Stand down کناره گیری کردن Stand for… مخفف….بودن Stand in جایگزین کسی شدن Stand out متمایز بودن/ نمایان بودن Stand over بالای سر کسی ایستادن Stand up ایستادن/ بلند شدن
کلماتی که با فعل « Break» می آیند
Collocations With Break Break a habit ترک عادت Break a promise شکستن عهد و پیمان Breaking off an engagement برهم زدن نامزدی Break the news to sb خبر داغ “به کسی دادن” Break the silence شکستن سکوت Break sb’s heart شکستن دل


















Sunday, 4 October , 2026