اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 74 از 108 - الفبای زبان
So to speak ۲۴ مهر ۱۴۰۲

So to speak

So to speak=In other words=so to say به بیان دیگر Ali is a doctor, so to speak he can treat patients علی یک پزشک است، بنابراین/به عبارت دیگر می تواند بیماران را درمان کند

Long story short ۲۳ مهر ۱۴۰۲

Long story short

Long story short خلاصه داستان/ مفید و مختصر گویی در زبان بریتیش برای اینکه مختصر گویی کنیم و بحث را خلاصه و مفید کنیم از این اصطلاح استفاده می کنیم. در انگلیسی آمریکایی برای این اصطلاح to make a long story short را استفاده می کنیم. to make a long story short

اصطلاح It’s your call ۲۳ مهر ۱۴۰۲

اصطلاح It’s your call

It’s your call=It’s up to you بستگی به تو داره/ خودت می دونی/ تصمیم با تو How should we deal with this problem? I don’t know it’s your call چگونه باید با این مشکل برخورد کنیم؟ من نمی دانم تصمیم با توست/خودت می دانی

اصطلاح جبران می کنم ۲۳ مهر ۱۴۰۲

اصطلاح جبران می کنم

come clean with me با من رو راست باش I will make amends جبران می کنم

باب میلم نیست! ۲۳ مهر ۱۴۰۲

باب میلم نیست!

It’s not my cup of tea باب میلم نیست ?What are you up to برنامه ات چیه؟ Don’t mess with me با من درنیفت!

چند عبارت جذاب (96) ۲۳ مهر ۱۴۰۲

چند عبارت جذاب (96)

چای کم‌رنگ می‌خوام I’d like weak tea چای پررنگ می خواهم I’d like strong tea دروغ تحویل من نده Don’t give me that به حرفات اهمیت نمی دهم Talk to the hand

My wish came true ۲۳ مهر ۱۴۰۲

My wish came true

چند روش برای گفتن به آرزوم رسیدم! I got my wish My wish came true My wish was fulfilled آرزویم برآورده شد My wish was granted

تو حق نداشتی! ۲۲ مهر ۱۴۰۲

تو حق نداشتی!

You had no business=they have no right to be there or to do it حق نداشتی I didn’t mean to disrespect قصد بی احترامی نداشتم

سنگ تمام گذاشتی! ۲۲ مهر ۱۴۰۲

سنگ تمام گذاشتی!

I am done with you دیگه باهات کاری ندارم You outdid yourself سنگ تمام گذاشتی

نشنیده گرفتن! ۲۲ مهر ۱۴۰۲

نشنیده گرفتن!

Doctor gave me a clean bill of health دکتر گفت که من هیچیم نیست Turn a deaf ear نشنیده گرفتن These shoes are pinching این کفشها پاهامو میزنه