اصطلاح «ignorance is bliss» به چه معناست؟ ۰۴ آبان ۱۴۰۵

اصطلاح «ignorance is bliss» به چه معناست؟

ignorance is bliss مصداق ضرب المثل معروف «بی خبری، خوش خبری است»/نادانی سعادت است if you do not know about something, you do not worry about it What’s the point in knowing about all these problems if we can’t do anything about them? Sometimes ignorance is bliss, you know اگر نتوانیم کاری در مورد آنها […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 29 از 117 - الفبای زبان
 5 اصطلاح بسیار کاربردی در حرف زدن روزمره ۰۳ خرداد ۱۴۰۴

 5 اصطلاح بسیار کاربردی در حرف زدن روزمره

   I goofed سوتی دادم No bars here اینجا آنتن نمیده I’m bored to death حوصلم حسابی سر رفته I’m tied up دستم بنده My foot’s gone to sleep پام خواب رفته  

چند اصطلاح پرکاربرد/ اصطلاح «He is a fun sucker» به چه معناست؟ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴

چند اصطلاح پرکاربرد/ اصطلاح «He is a fun sucker» به چه معناست؟

  ولم کن …………………………let go of me بزن تو رگ……………………………. Dig in! چه آدمهایی پیدا میشن؟………. what people حسابی صفا کردم…… painted the town red زندگیت بر فناست.. your whole life is a waste این برداشت شماست.(من این طور فکر نمی کنم)This is the impression you got اهل دله. ………………..He is a fun sucker حالش […]

اصطلاح «Let me walk you out» به چه معناست؟ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
 قید Hardly؛

اصطلاح «Let me walk you out» به چه معناست؟

Let me walk you out=I’ll walk you out همراهی کردن کسی / قدم زدن با کسی ?How do I get out of here I’ll walk you out چطوری از اینجا برم؟ من تو را همراهی می کنم  قید Hardly به معنای “به ندرت” معمولا قبل از فعل اصلی جمله به کار می‌رود:   I hardly […]

اصطلاح «a dead giveaway» به چه معناست؟ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

اصطلاح «a dead giveaway» به چه معناست؟

a dead giveaway تابلو بودن، چیزی که خیلی معلومه His camera is a dead giveaway that he is a tourist از دوربینش تابلوه که طرف یه توریسته The suit’s a dead giveaway he is a rich man از لباساش تابلوه که آدم مایه داریه. His accent is a dead giveaway he is an American از […]

چند اصطلاح پرکاربرد/ «با من کل کل نکن!» ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

چند اصطلاح پرکاربرد/ «با من کل کل نکن!»

Don’t mess with me   با من بحث / کل کل نکن!   You have my word بهت قول میدم   I will clean my room, Mom. You have my word اتاقم را تمیز خواهم کرد مامان، بهت قول میدم.   ln the blink of an eye در یک چشم به هم زدن!   Compliment […]

3 اصطلاح کاربردی/ اصطلاح «فضولی موقوف» به انگلیسی ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴

3 اصطلاح کاربردی/ اصطلاح «فضولی موقوف» به انگلیسی

Poke around فضولی کردن Curiosity killed the cat فضولی موقوف Curiosity killed the cat دهنم قرصه     نویسنده:سارا کوشا

چند اصطلاح کریسمسی/  Cancel someone’s Christmas به چه معناست؟ ۲۴ فروردین ۱۴۰۴

چند اصطلاح کریسمسی/  Cancel someone’s Christmas به چه معناست؟

 Cancel someone’s Christmas (کسی رو کشتن/ کسی رو نابود کردن) If he keeps bugging me, I’m gonna cancel his Christmas  Christmas came early (سورپرایز خوشایند و غیرمنتظره) Christmas came early for Disney. Their latest film made $45 million dollars in its opening weekend  Like turkeys voting for Christmas (تصمیم‌ گرفتن برای پذیرفتن شرایطی که نتایج […]

چند اصطلاح ساده و پیشرفته/ «blew me away» به چه معناست؟ ۲۵ اسفند ۱۴۰۳
Basic vs Advanced:

چند اصطلاح ساده و پیشرفته/ «blew me away» به چه معناست؟

Basic I’m tired  Advanced I’m beat  Basic Time to go to bed  Advanced Time to hit the sack  Basic Keep trying, don’t give up  Advanced Hang in there Basic Everybody was panicking  Advanced Everybody was freaking out Basic My new job is wonderful  Advanced My new job rocks/ rules  Basic I agree with what you […]

اصطلاح Hit the hay ۲۱ اسفند ۱۴۰۳

اصطلاح Hit the hay

معمولا این اصطلاح به طور غیررسمی استفاده می شود به معنای رفتن به رخت خواب است. Hit the hay=go to bed I am exhausted. Time to hit the hay من خسته هستم وقت رفتن به رخت خواب است

اصطلاح «In eggs» به چه معناست؟ ۲۱ اسفند ۱۴۰۳

اصطلاح «In eggs» به چه معناست؟

اصطلاح in ages در زبان عامیانه بسیار رایج است. in ages معمولا زمانی بکار برده می شود که شما بخواهید بگویید ‘خیلی وقت’ است کسی را ندیده اید.  مثال : ?A: have you seen Jack recently B: No, I haven’t seen him in ages جک را اخیرا ندیدی؟ نه، خیلی وقته که ندیدمش