چند جایگزینِ فارسی (1)
● مهمل =پوچ، بیهوده ● مهیج = برانگیزاننده، شورانگیز ● مهمات = جنگافزار ● مهجور = جداشده، دورافتاده ● مهاجرت = کوچ
اصطلاح« Squirrel away»
squirrel away=hide money or something of value in a safe place پنهان کردن پول یا چیز ارزشمند به منظور ذخیره She squirreled away money each month to buy a new car If you’re just squirreling away various English learning materials instead of using them, you’ll never improve your English
انتشار فهرست تقاضاهای مجوز کتاب
معاون توسعه و مدیریت منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از انتشار فهرست تقاضاهای مجوز کتاب خبر داد. به گزارش الفبای زبان، حسین انتظامی هدف از انتشار این فهرست را اطلاع فعالان نشر از کتابهایی که قرار است بزودی وارد بازار کتاب شود. وی همچنین جلوگیری از ضایع شدن حق مترجمی که کتابش را زودتر […]
پنج هوش مصنوعی برای یادگیری زبان انگلیسی
Speak: مکالمه و تلفظ رو با بازخورد لحظهای تمرین کن برای سطوح متوسط به بالا خوبه یک هفته رایگان هم داره makes youfluent : یک معلم زبان ۲۴ ساعته بدون استرس هر زمان و هر کجا میتونی استفاده کنی تعامل با انسان کمه و بیشتر با هوش مصنوعی سر کار داری talkpal: فقط با […]
عباراتی برای نشان دادن علاقه نسبت به چیزی یا کسی
I’m into it بهش علاقمندم I’m keen on it منو جذب میکنه I’m fond of it بهش علاقمندم It appeals to me به من حال میده / می چسبه It’s to my liking دوسش میدارم I’m crazy about it دیوونشم I’m attached to it به من وصله، ازم جدا نمیشه I’m addicted to it […]
اصطلاح «zero in on» به چه معناست؟
zero in on=you focus your attention on it این اصطلاح دو معنی دارد 1-تمام توجه خود را روی چیزی متمرکز کردن/2-نشانه گرفتن با اصلحه We’ve zeroed in on the real problem we don’t save enough money ما روی مشکل واقعی متمرکز هستیم پول کافی پس انداز نمی کنیم I like the way our […]
چگونه بگوییم «آنقدرها» هم باهوش نیستی!
برای بیان کلمه ی “اونقدرها” در زبان انگلیسی میتونید خیلی ساده از “that” استفاده کنید: you are not that clever اونقدر ها هم باهوش نیستیا! you are not that important اونقدرها هم مهم نیستایا! she is not that beautiful او آنقدر هم زیبا نیست this question isn’t that difficult این سوال اونقدرها هم سخت نیست […]
عبارت win-win
ˌwin-win (adjective) [only before noun] برد-برد برای دپو طرف/ نتیجه دلخواه برای دو طرف It’s a win-win situation all around The agreement is a win-win for everyone
بررسی چند لغت ساده و معادل پیشرفته آن
Basic ————-Advance Harmful —-pernicious=مخرب زیانبار، تباهکننده indescribable —-ineffable=وصف نکردنی، غیرقابل توصیف، بر زبان نیاوردنی Sleep —-soporific=خواب آور/ کسل کننده Radiant —- Luminous=درخشان پرنور Musical —mellifluous=صدای آرام و دلنشین Enthusiastic —-ebullient=پراشتیاق پرشور، پرذوق Chance —-Serendipity=نیک بختی، خوشبختی، شانس/ اقبال Healthful —Salubrious=سودمند، سازگار، گوارا، سالم Passing —-Ephemeral=بیدوام زودگذر، ناپایدار excellent—-Resplendent=درخشان، پرشکوه، خیره کننده، فروزان Luxurious—-Opulent=گرانمایه مجلل، وافر، […]
واژه «Dowdy»
Dowdy =slovenly; untidy نا مرتب؛ کثیف؛ بی ریخت، بی قواره، از مد افتاده؛ (به طعنه) بد لباس She tried to change her dowdy image by buying a fashionable new wardrobe او سعی کرد با خرید یک کمد لباس جدید شیک وجهه نا مرتبش را عوض کند.

















Thursday, 22 October , 2026