اصطلاح Take a sip
Get well soon زودتر خوب شو I kid you not شوخی نمی کنم Take a sip یه قُلپ بخور
اصطلاح گذشته درگذشته!
Let bygones be bygones=forget past offences گذشته ها گذشته/ گذشته درگذشته! letting bygones be bygones, leaving our past in our past, is a helluva way of owning every bit of happiness available to us by throwing away any scrap of unnecessary stress in our life گذشته ها گذشته، رها کردن گذشتهمان در گذشتهمان، راهی بینظیر […]
نحوه بیان « منو یاد … میندازی »
برای بیان ” منو یاد … میندازی ” از ساختار زیر استفاده میشود : You remind me of مثال:You remind me of my pastتو منو یاد گذشته خودم میندازی. You remind me of my late motherتو منو یاد مادر مرحومم میندازی. You remind me of my childhoodتو منو یاد دوران کودکی خودم میندازی.
اصطلاح Keep the change و 2 اصطلاح دیگر
You just say the word تو فقط لب تر کن Seeing is believing تا نبینم باور نمی کنم Keep the change بقیه اش برای خودت
اصطلاح واسه من رئیس بازی درنیار!
Don’t boss me around واسه من رئیس بازی درنیار I wish he’d stop bossing me around ای کاش دست از رئیس بازی برای من بر می داشت She doesn’t let anyone boss her around او به کسی اجازه نمی دهد که برایش رئیس بازی دربیاورد You were missed جات خالی بود I’m sorry I was […]
انواع «دوست»
Friendدوست Close friendدوست صمیمی Bosom friendدوست جون جونی Life long friendدوست تمام دوران زندگی Casual friendدوست معمولی Fair weather friendرفیق نیمه راه False friendرفیق ناباب
اصطلاح زبانم قاصر است!
Words fail me نمی دونم چی بگم/ زبانم قاصر است مثال: ‘?So what do you think about that purple outfit Tom is wearing!Words fail me نظرت درباره تیپ و سر و وضع بنفش تام چیه ؟-واقعا نمیدونم چی بگم.!! Words fail me!! how can I thank you enough for all the things you’ve done واقعا […]
I’m doomed + چند اصطلاح دیگر
We’re through ما با هم نیستیم/ کات کردیم You just blue my mind منو تحت تاثیر قرار دادی You rock my world تو دنیامو کامل کردی I’m doomed به فنا رفتم
اصطلاح «Don’t play hard to get»
Don’t play hard to get ناز نکن/ I wanted her and she was playing hard to get من او را می خواستم و او برای من ناز می کرد!
تفاوت bargain on و bargain over
فعل bargain on به معنی “وابسته بودن” و “روی چیزی حساب کردن” است. We bargain on their support for running the business ما در مورد حمایت آنها برای اداره تجارت حساب باز کردیم فعل bargain over (و گاهی bargain for) به معنی “چانه زدن” یا “رایزنی برای کسب چیزی” یا نتیجه ای خاص (مثل تخفیف […]


















Sunday, 2 August , 2026