اصطلاحی برای ابراز ناباوری
A likely story برای ابراز ناباوری در مورد یک مسئله استفاده می شود/ تو گفتی و منم باور کردم…/داستان سازی غیرواقعی He said he bought them all very cheaply from some guy he knows.” “That’s a likely story” او گفت که همه آنها را بسیار ارزان از یک مردی که می شناسد خریده است.” “او […]
اصطلاح «موفقیت حتمی است»
It’s in the bag=Assured of success, virtually accomplished or won موفقیت حتمیه/اطمینان از موفقیت The coach thought the trophy was in the bag مربی فکر می کرد موفقیت ما حتمی است
اصطلاح I was skeptical + دو اصطلاح دیگر
I was skeptical شک داشتم Against my will بر خلاف میل باطنی من… If I do say so myself تعریف از خود نباشه
اصطلاح that explains it + دو اصطلاح دیگر
Oh, that explains it پس قضیه این بوده! !You sold me منو متقاعد کردی! Bury the hatchet کدورت ها رو کنار بزار
مصالح ساختمانی
brick آجرcement سیمانconcrete بتنglass شیشهgravel شنmarble مرمرmetal فلزplastic پلاستیکsand شنslate اسلیتstone سنگwood چوب
درباره From now on
From now on From this time into the futureمنبعد، از حالا به بعد، از این پس، از اين به بعد I’m sorry that I dropped by at a bad time. From now on I’ll call you firstمتاسفم که بد موقع سر زدم. از این به بعد اول تلفن خواهم زد. Mr. Lee’s doctor told him […]
اصطلاح Cost an arm and a leg
Cost an arm and a leg=To be very expensive cost a fortune=cost the earth خیلی لوکس و گران قیمت/هم قیمت خون آدم That luxury car must have cost him an arm and a leg آن ماشین لوکس باید برای او خیلی گران /به قیمت خون آدم است
اصطلاح آتش بس!
bury the hatchet=end a quarrel or conflict and become friendly آتش بس کردن/ صلح کردن Jerry and Cindy had been avoiding each other since the divorce, but I saw them together this morning, so they must have buried the hatchet جری و سیندی از زمان طلاق از یکدیگر دوری می کردند، اما من امروز صبح […]
اصطلاح Call it a day
Call it a day=To stop working or to end an activity برای امروز بسه/ دست کشیدن از کار I’m getting a bit tired now let’s call it a day من الان دارم کمی خسته می شوم برای امروز کافی است.
یک نکته گرامری (۱)
نکته گرامری :این کلمات همراه فعل مفرد می ایند EveryoneAnyoneSomeoneNo one+Singular verb مثال : .Everybody has problems ?Dose anyone want dessert.Someone is playing music.Nobody likes that TV show
Saturday, 1 March , 2025