بایگانی‌های گرامر زبان انگلیسی - صفحه 10 از 52 - الفبای زبان
پیشوندهای منفی ساز انگلیسی کدامند؟ ۱۹ آبان ۱۴۰۳

پیشوندهای منفی ساز انگلیسی کدامند؟

پیشوند ir Rational ≠ irrational غیر منطقی و نامعقول ≠ عقلانی و معقول Regular ≠ irregular بی قاعده و نامنظم ≠ باقاعده و منظم Relevant ≠ irrelevant نامربوط ≠مربوط Religious ≠ irreligious غیر مذهبی ≠ مذهبی Resistible ≠ irresistible غیر قابل مقاومت ≠ قابل مقاومت Responsible ≠ irresponsible غیر مسئول ≠ مسئول و وظیفه شناس […]

۱۵ آبان ۱۴۰۳

 کاربرد فعل Get away

این فعل هم به معنی فرار کردن و دور شدن و هم به معنی رفتن و عزیمت کردن است. مثال: We walked to the next beach to get away from the crowds به ساحل بعدی رفتیم تا از جمعیت فرار کنیم. همچنین این عبارت اگر به همراه With بیاید، به معنی قسر در رفتن و […]

اصطلاح Fish out of water به چه معناست؟ ۱۳ آبان ۱۴۰۳

اصطلاح Fish out of water به چه معناست؟

Fish out of water موذب بودن، راحت نبودن She was the only girl at the party not in a formal dress and she felt like a fish out of water او تنها دختری بود که در مهمانی لباس رسمی نداشت و احساس می کرد که موذب است 

۳ واژگان کاربردی/ prevail & volatile به چه معناست؟ ۱۲ آبان ۱۴۰۳

۳ واژگان کاربردی/ prevail & volatile به چه معناست؟

 Screw up گند زدن Our meeting are screwed up جلسه مان به گند کشیده شد Volatile بی ثبات The situation is Volatile اوضاع بی ثبات است Prevail حاکم بودن Common sense doesn’t Prevail in your decisions عقل در تصمیمات شما حاکم نیست

تفاوت sometimes & simetime &some time در چیست؟ ۰۱ آبان ۱۴۰۳

تفاوت sometimes & simetime &some time در چیست؟

Sometimes Sometime Some time فرق بین اینها چیست… Sometimes  گاهی اوقات Example: I sometimes see my friend Sometime  سری یک فرصت مناسب Example: Let’s get together sometime بیا سری یک فرصت مناسب همدیگر را ببینیم. Some time   مدتی Example: It took me some time to fix my car  

جملات کاربردی در تاکسی گرفتن ۰۱ آبان ۱۴۰۳

جملات کاربردی در تاکسی گرفتن

How much is the fare        کرایه چقدر میشه ؟ Drop me off there                 .اونجا پیادم‌ کن Keep the change                   .بقیشو نگه دار

عبارت Egg on به چه معناست؟ ۲۸ مهر ۱۴۰۳

عبارت Egg on به چه معناست؟

‌ ‌فعل عبارتی (phrasal verb)  Egg on به معنای “تشویق کردن، تهییج کردن” هستش.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Encourage   مثال: The other students egged him on when he started arguing with the teacher وقتی او با معلم بحث می‌کرد بقیه دانش‌آموزان او را تشویق می‌کردند.  

گرامر So و Such در زبان انگلیسی ۲۴ مهر ۱۴۰۳

گرامر So و Such در زبان انگلیسی

تهیه و تنظیم: حسین شیردل/ در گرامر زبان انگلیسی کلمه‌های زیادی هستند که کاربرد مشابهی دارند اما ساختار و نقش آن‌ها در جمله تفاوت زیادی دارد. این شباهت در معنی کلمات باعث می‌شود جمله‌سازی با این کلمه‌ها برای بسیاری از زبان‌آموزان دشوار شود. در این مطلب از مجموعه مطالب زبان انگلیسی مجله «فرادرس» تفاوت گرامر […]

کاربرد آپاستروف s -گرامری ۲۴ مهر ۱۴۰۳

کاربرد آپاستروف s -گرامری

Jane doesn’t want to do homework کاربرد آپوستروف در اینجا برای مخفف کردن به کار رفته است در اصل آن به صورت Does not بوده است ضمایر شخصی گاهی اوقات ضمایر شخصی را با فعل ” to be” ، “will” ، “have” ، “Would” و “Have” ترکیب می کنیم. نحوه ایجاد این مخفف های می […]

چند عبارت با Fit ۱۴ مهر ۱۴۰۳

چند عبارت با Fit

Fit for مناسب برای چیزی یا کسی Fit with هماهنگ یا سازگار با چیزی Fit in جا شدن، هماهنگ شدن با محیط یا گروه Fit into جا شدن، هماهنگ شدن در چیزی یا تطبیق یافتن با چیزی Fit to نصب یا قرار دادن چیزی در جایی