انواع طعم ها به انگلیسی
Yummy خوشمزه،لذیذ Yucky حال به هم زن، تهوع آور Delicious خوشمزه، لذیذ Spicy تند، پر ادویه Sour ترش، فاسد Salty شور Bitter تلخ Sweet شیرین Bland بی مزه Greasy چرب، روغنی Sweet and sour ترش و شیرین، ملس Tasty خوش طعم، خوشمزه
واژگان مربوط به درآمدها
انواع و اقسام درآمدها و یا مبالغی رو که بسته به سن، حرفه، سرمایه گذاری و یا نوع رابطه می توان بدست آورد، را می توان به طور کلی در چند کلمه زیر خلاصه کرد: Pension: مستمری بازنشستگی Grant:کمک هزینه تحصیلی، بورس Fee: حق الزحمه، حق وکالت، حق طبابت Salary:حقوق بخصوص در بازه های طولانی […]
درباره افعال inhabit & occupy
inhabit زندگی کردن در یک مکان یا منطقه برای مدت طولانی یا بطور همیشگی این فعل معمولاً بصورت مجهول بکار میرود. The island is mainly inhabited by sheep در آن جزیره عمدتاً گوسفندها زندگی میکنند. The remoter mountain regions are still inhabited by indigenous tribes occupy زندگی کردن در یک اتاق، خانه یا ساختمان (برای […]
عباراتی برای نشان دادن تعجب
اصطلاحاتی که میتوانیم برای نشان دادن تعجب استفاده کنیم The expressions we can use when we want to demonstrate surprise by exclamation Oh, my Boy Wow Gosh Gee Goodness My goodness My word Heavens Good heavens For heaven’s sake Good grief Good gracious Goodness gracious Oh, my God My God Good Lord Holy cow Holy […]
ریشه ی چند اصطلاح عامیانه/ فکسنی و هشلهف
زپرتی: واژه ی روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاقهای روسی در ایران است. در آن دوران هرگاه سربازی به زندان میافتاد دیگران میگفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش به […]
عبارات کاربردی گواهی نامه
نویسنده : صغری توحیدلو Certified گواهي شده Certificate of death گواهي فوت testimony oral evidence گواهي false evidence گواهي كذب license certificate گواهينامه bogus certificate گواهينامه جعلي driving license گواهينامه رانندگي sick-leave certificate گواهینامه مرخصی استعلاجی
برخی واژگان معادل آیلتسی/ «pupils» به چه معناست؟
Usually = generally Tourist = traveller World = Earth Necessary = essential Children = juveniles Develop =grow Students =pupils Modern =contemporary Traditional =conventional Young people =youth
واژگانی درباره «انتقاد کردن»
criticism, reproof, reprova, انتقاد Censorious انتقاد آمیز potshot انتقاد بی خودی flak انتقاد پر سر و صدا diatribe انتقاد تلخ و ناسزا آمیز bashing , censure, slam, stricture, roast انتقاد شدید Blast انتقاد شدید و ناگهانی squib انتقاد طنزآمیز lecture انتقاد طولانی hatchet job انتقاد غرض آمیز admonish انتقاد ملایم کردن Unexceptionable […]
تفاوت Beside و Besides
Beside به معنای پهلوی…، کنار… به عنوان حرف اضافه به کار میرود. Come and sit beside me بیا کنارم بنشین. Besides به معنی غیر از…، علاوه بر این… گذشته از این…، به علاوه به عنوان قید به کار میرود. Two other boys besides my brother climbed the dangerous rock دو پسر دیگر به غیر […]
تفاوت سه کلمه Cloth & Clothe & Clothes
تفاوت سه کلمه Cloth Clothe Clothes Cloth (noun) به معنی پارچه I need a cloth to clean the table به یک پارچه برای تمیز کردن میز نیاز دارم. Clothe (verb) به معنی لباس به تن کردن ?Could you please bathe and clothe the baby میشه بچه رو حمام ببری و لباسش رو تنش کنی؟ Clothes(noun) […]






Wednesday, 2 September , 2026