جایزۀ «دکتر داوری اردکانی» فراخوان داد
فراخوان دهمین دورۀ جایزۀ دکتر داوری اردکانی منتشر شد. به گزارش الفبای زبان، مرکز فرهنگی شهر کتاب به منظور تقدیر از دانشجویان دکتری رشتۀ فلسفه، با مشاوره، همفکری و حمایت معنوی دکتر رضا داوریاردکانی، دهمین دورۀ جایزهی «دکتر رضا داوریاردکانی» را برگزار میکند. دانشجویان دورۀ دکتری رشتۀ فلسفۀ غرب که در سال ۱۴۰۲ از رسالۀ […]
3 اصطلاح کاربردی/ «بی رحم بودن» به انگلیسی
Screw the pooch مرتکب اشتباه مهمی شدن / سوتی جدی ای دادن Settle the score تنبیه کردن/ انتقام گرفتن از اشتباه یا بی عدالتی گذشته Take no prisoners سنگ دلی و بی رحمی کردن؛ رحم نکردن
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (82)
If you want a long term relationship, follow the simple rule; “never lie. اگه ميخواى يه رابطه ى طولانى مدت داشته باشى يه قانون ساده هست كه بايد ازش پيروى كنى؛ “هيچوقت دروغ نگو”. You were always mine, I just had to find you تو همیشه مال من بودی، من فقط باید پیدات میکردم. If […]
اعلام برندگان جایزه ملی کتاب آمریکا
«پرسیوال اورت» برنده بخش داستانی هفتاد و پنجمین دوره از جایزه ملی کتاب آمریکا شد. به گزارش الفبای زبان، «پرسیوال اورت» برای نگارش رمان «جیمز» که بازنویسی از اثر «ماجراهای هاکلبری فین» نوشته «مارک تواین» است، مبلغ ۱۰ هزار دلار را به عنوان برنده جایزه ملی کتاب داستانی دریافت کرد. این جایزه یکی از معتبرترین […]
3 اصطلاح انگلیسی/ «Let your hair down» به چه معناست؟
have a cow عصبانی و غمگین شدن از چیزی Let your hair down ریلکس بودن و لذت بردن / خوش گذراندن many moons زمان خیلی طولانی / مدت خیلی زیاد
فعل «Claw back» به چه معناست؟
فعل عبارتی (phrasal verb) Claw back به معنای “پس گرفتن پول” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Get money back مثال: The new tax will claw back what the government has given out in grants مالیات جدید پولی را که دولت به عنوان کمک های بلاعوض داده است، پس میگیرد.
نمونه مکالمه انگلیسی درباره «غذا»
Food ?A: What do you feel like eating this morning B: I usually just have a bowl of cereal A: The most important meal of the day is breakfast B: Yeah, but I don’t usually have time to eat a big breakfast A: You can always make an easy breakfast ?B: What do you make […]
3اصطلاح و جمله کاربردی/ To go bananas به چه معناست؟
To have butterflies in your stomach دلشوره داشتن، نگران بودن مثال: I didn’t go on stage and perform tonight because I had butterflies in my stomach To go bananas دیوونه شدن، عصبی شدن مثال: I’m so bored, I’m going bananas نکته: این عبارت عامیانه و غیررسمی است. To bite off more than you can chew […]
تراکنش موفق بود (به انگلیسی)؟
?Did it go through تراکنش موفق بود؟ جوابها: It went through(موفق بود) it was approved(موفق بود) Let me check it was declined (موفق نبود)
فعل عبارت «Ball up» به چه معناست؟
فعل عبارتی (phrasal verb) Ball up به معنای “گیج کردن یا چیزی را پیچیده کردن” است. Ball up= Confuse = make things complicated مثال: The new project has balled me up and I have no idea what to do پروژه جدید منو گیج کرده و نمیدونم باید چیکار کنم.







Monday, 27 July , 2026