بایگانی‌های اصطلاحات ضروری 504 - صفحه 35 از 60 - الفبای زبان
My wish came true ۲۳ مهر ۱۴۰۲

My wish came true

چند روش برای گفتن به آرزوم رسیدم! I got my wish My wish came true My wish was fulfilled آرزویم برآورده شد My wish was granted

4عبارت کاربردی ۲۲ مهر ۱۴۰۲

4عبارت کاربردی

It wasn’t intentional عمدی نبود Quit stalling نعطل نکن Suit yourself هر طور راحتی Goof off یللی تللی کردن/ ول چرخیدن

دو نکته درباره واژه Apply ۲۲ مهر ۱۴۰۲

دو نکته درباره واژه Apply

نکته اول: ?apply for or apply to حرف اضافه Apply for برای درخواست دادن برای موسسات و مشاغل و تحصیل استفاده می کنیم. به حروف اضافه در این فریز دقت کنید: Apply (to an organization) for a job, course, scholarship, etc درخواست دادن برای موسسه، شغل، دوره، بورسیه و… She has applied for the post […]

نشنیده گرفتن! ۲۲ مهر ۱۴۰۲

نشنیده گرفتن!

Doctor gave me a clean bill of health دکتر گفت که من هیچیم نیست Turn a deaf ear نشنیده گرفتن These shoes are pinching این کفشها پاهامو میزنه

دنگی حساب کردن ۱۷ مهر ۱۴۰۲

دنگی حساب کردن

!It’s beyond me عقل من قد نمیده، فراتر از من هست این مسئله Let ‘go dutch بیا دنگی حساب کنیم

می خواهم قسطی بپردازم ۱۷ مهر ۱۴۰۲

می خواهم قسطی بپردازم

I’d like to pay in installments می خواهم قسطی بپردازم I can’t get enough of you من ازت سیر نمی شم

از من ناراحتی؟ ۱۷ مهر ۱۴۰۲

از من ناراحتی؟

?Are you upset with me از من دلخوری/ ناراحتی؟ Hell no معلومه که نه

لطفا به من تخفیف بدید! ۱۷ مهر ۱۴۰۲

لطفا به من تخفیف بدید!

please give me a discount لطفا به من تخفیف بدید !No discount تخفیف نداریم! the suit was 10% off کت شلوار ۱۰ درصد تخفیف داشت !stop haggling انقدر چونه نزن!

آدم خوش قول! ۱۶ مهر ۱۴۰۲

آدم خوش قول!

I’m a man of my word من سر حرف خودم هستم man of his word مرد خوش قول !nothing better than a man of his word هیچ چیز بهتر از مردی (آدمی) که سر قولش می ایسته نیست!

rarer than hens’ teeth ۱۶ مهر ۱۴۰۲

rarer than hens’ teeth

rarer than hens’ teeth کمیاب و نادر/ به طور استثنائی نادر Incredibly scarce or rare; extremely difficult or impossible to find Support for the president is rarer than hens’ teeth in this part of the country