چند اصطلاح کاربردی (۱۱6) /out of your league
She’s out of your league کلاس کارش به تو نمیخوره İt’s needed but it’s not enough لازمه اما کافی نیست You did me a solid در حقم لطف کردی That remains to be seen هنوز معلوم نیست، بعدا معلوم میشه Kudos to you ایول داری Could you please dish up for me ممکنه برام غذا […]
واحد شمارش / a pile of books
a row of seats یک ردیف صندلی a pile of books یک دسته کتاب a bundle of news papers یک دسته روزنامه a crowd of people یک جمعیت از مردم/ توده ایی از مردم a bar of soap یک قالب صابون a loaf of bread یک عدد یا تیکه نان a jar of jam یک […]
چند اصطلاح کاربردی و مهم (۱14)
?How much battery have you got چقدر شارژ داری؟ I’m on 20 percent بیست درصد دارم My phone is on charge گوشیم داره شارژ میشه I’m out of phone credit شارز پولی ندارم It’s beyond your dignity دور از شأن شماست It caught my eye چشممو گرفت You’re a disgrace تو مایه آبروریزی هستی Let […]
چند اصطلاح کاربردی و مهم (۱۱3)
Don’t Worry نگران نباشید ! Never Mind بیخیال ! خیالی نیست ! Please , Accept My Apology لطفا پوزش بنده را پذیرا باشید ! You’re Are Wrong اشتباه می فرمایید ! اشتباه می کنید ! You’re Right حق با شماست ! درست می فرمایید ! You’re Kidding شوخی میکنی ! Are You Serious ایا جدی […]
اصطلاحاتی برای شروع اعلام نظر در زبان انگلیسی
It seems to me that به نظر من میرسد As far as I know تا آنجایی که من میدانم I would say that من میگویم که I believe من باور دارم In my opinion به نظر من From my point of view از دیدگاه من If you ask me اگر از من بپرسی
اصطلاح «از نو شروع کردن»
(to) Go back to the drawing board To start a task over because the last try failed; to start again from the beginning کاری را از سر گرفتن چون تلاش قبلی با شکست مواجه شده است، از اول/نو شروع کردن Frank’s new business failed, so he had to go back to the drawing board […]
اصطلاح «in the thick of things» به چه معنی است؟
in the thick of things در بحبوحه مسائل/ در کشاکش مشکلات Very busy; in the middle of or preoccupied with something or several things Sorry I couldn’t make it to your birthday lunch on Wednesday—I’m afraid I’m really in the thick of things at the moment متاسفم که نتوانستم روز چهارشنبه به ناهار تولد شما […]
استفاده از may یا might در جملات
برای بیان جملاتی که حالت آرزو یا دعا دارند دراول جمله may یا might استفاده میکنیم may GOD bless him خدا رحمتش کند may GOD forgive him خدا ببخشد may GOD kill him خدا بکشد او را may GOD damn him خدا لعنتش کند
چند نکته گرامری کاربردی (10)
She smiled to me(نادرست) She smiled at me (درست) ما برای پیشنهاد دادن یا نصیحت کردن به کسی میتوانیم از سه روش استفاده کنیم: از فعل وجهی should استفاده کنیم؛ از فعل وجهی could استفاده کنیم؛ از جملات شرطی استفاده کنیم؛ We should go by train بهتر است [باید] با قطار برویم. We could meet […]
«A dark horse» + اصطلاح دیگر
Hold your horses صبر کن ؛ صبور باش A dark horse ادم مرموز و تودار و ناشناخته She’s a dark horse. I didn’t know she’d written a novel او ادم خیلی مرموز و توداری هستش. نمیدونستم که یک رمان نوشته. A horse of a different color قضیه متفاوت دیگر I’m talking about Iran, but […]








Tuesday, 20 October , 2026