اصطلاح «cast a vote» به چه معنی است؟
cast a vote=to vote in an election or poll رای دادن Anybody over the age of eighteen can register and cast a vote همه افراد بالای هجده سال می توانند ثبت نام کنند و رای دهند He refused to cast a vote for either candidate او از دادن رای به هر یک از نامزدها خودداری […]
«obey an order» به چه معنی است؟
obey an order to do what someone orders or commands you to do اطاعت از دستورات Soldiers are taught to always obey orders به سربازان آموزش داده می شود که همیشه از دستورات اطاعت کنند
اصطلاح «nervous wreck» به چه معنی است؟
nervous wreck a person who’s very stressed or nervous دلشوره داشتن؛استرس داشتن Jim’s a great singer, but he’s always a nervous wreck before he goes on stage جیم خواننده بزرگی است، اما همیشه قبل از اینکه روی صحنه برود استرس دارد
ریشه واژه «آل»
آل واژه عربی به معنای /اهل/ از همین ریشه است. واج /ه/ در فرایند معمول زبانی بدل به همزه شده، چون این دو، واجگاه مشترکی دارند. در مرحله بعدی همزه دوم به قاعده اعلال مهموز گرفتار آمده: «اَءل» شده آل. اما میان اهل و آل تفاوت باریکی ست؛ آل در اشراف به کار می رود […]
واژهشناسیِ شیرجه
واژۀ شیرجه از دو جزء تشکیل شدهاست: شیر (سلطانِ جنگل) + جه (ریشۀ فعلِ جَستن/ جهیدن). جهشِ/ پَرشِ آدم را به جهشِ/ پَرشِ شیر تشبیه کردهاند. وقتی شیرجه میزنید، مانندِ شیر به طرفی پَرش میکنید. مأخذ: داستانِ واژهها، نوشتۀ بهروز صفرزاده.
جملات کوتاه انگلیسی با ترجمه (۳3)
One of the most magical things is to correct your mistakes and use them to succeed یکی از جادویی ترین چیزها اصلاح اشتباهات و استفاده ازشون برای موفقیته… The older you get, the more you choose calmness over conflict and distance over disrespect. Your mental health, peace, and happiness become your ultimate priority — over […]
جملات کوتاه انگلیسی با ترجمه (32)
I admire people who choose to smile after all the things they have been through اون آدمهايى كه بعد از همه ى چيزهايى كه سرشون اومده باز هم انتخاب ميكنن لبخند بزنن رو تحسين ميكنم Don’t complain. Just rebuild your life شکایت نکن، فقط زندگیتو از نو بساز. To whoever reads this I hope something […]
لغات کاربردی مربوط به حوادث طبیعی
Hurricane/typhoon ردباد ، طوفان Earthquake زلزله Tidal wave طوفان دریایی Volcanic eruption فوران اتشفشان Drought خشکسالی Storm توفان Flood سیل avalanche بهمن landslide / mudslide رانش زمین blizzard یخبندان ، کولاک tsunami سونامی forest fire اتش سوزی جنگل Corn snow/ hailstones تگرگ Earthquake زلزله
اصطلاح «به هر قیمتی»
got under my skin چیزی که عصبی ام می کنه- رو مخم میره at any cost به هر قیمتی We realized we had to fight the lawsuit at any cost ما متوجه شدیم که باید به هر قیمتی که شده با این پرونده (دعوای حقوقی ) مبارزه کنیم
استفاده از ترکیب be in the + weather
اگه بخواهیم بگوییم در فلان آب و هوا … از دستور زیر با حروف اضافه (in) استفاده میکنی be in the + weather I am Sun You are Rain She/he/it is Snow We are Fog They are Wind برای درک بهتر به مثال ها توجه کنید I can’t talk, I’m in the rain من نمیتونم […]







Monday, 19 October , 2026