کلمات مشابه (16)
Refer = اشاره کردن Differ = تفاوت داشتن Infer = نتیجه گیری کردن Offer = پیشنهاد کردن Confer = تجمع کردن Transfer = انتقال دادن Prefer = توجیح دادن Suffer = آزار رساندن Similar words = کلمات مشابه Beard = ریش Bread = نان Bored = خسته Board = تخته_صعود کردن Broad = وسیع Abroad […]
برخی واژگان با پسوند wise/ واژگان Crosswise & Sunwise
پسوند wise در انگلیسی به معنای “به سمت…، به شکل…، مانند…” است و بسیاری از لغات انگلیسی با این پسوند ساخته شده اند: Clockwise در جهت عقربه های ساعت Anticlockwise خلاف جهت عقربه های ساعت Likewise به همچنین، همینطور Crosswise ضربدر مانند Coastwise در طول ساحل Manwise مردانه Nowise ابدا،به هیچوجه Somewise به طریقی […]
لغات با حروف اضافه خاص/ حرف اضافه happy چیست؟
نویسنده : ستاره کوشا 1- (be) accustomed to عادت داشتن به ۲-(be) good at خوب بودن در ۳-acquainted to آشنا با ۴-adequate for مناسب برای ۵- afraid of ترسیده از ۶-ashamed of خجالت زده از ۷-attentive to متوجه به ۸- bored with خسته از ۹-capable of توانا در ۱۰-composed of متشکل از ۱۱-coverd with پوشیده […]
اشکال هندسی به انگلیسی
square……………………….مربع rectangle …………….. مستطیل triangle……………………. مثلث circle…………………………دایره Pentagon…………….پنج ضلعی octagon…………….هشت ضلعی oval………………………….بیضی angle………………………. زاویه diameter…………………….قطر cube………………………..مکعب pyramid………………………هرم circumference…………..محیط radius…………………شعاع دایره cylinder…………………..استوانه cone………………………مخروط
واژه «shrewd» به چه معنیه؟
shrewd زیرک، زرنگ، حیله گر، با هوش، ناقلا، موذی a shrewd east wind باد شرقی موذی It is just a shrewd understanding of what matters in their lives این فقط یک درک زیرکانه از آنچه در زندگی آنها اهمیت دارد است He was a shrewd judge او یک قاضی زیرک بود He had […]
واژه «تحقیرآمیز »
disdainful اهانت آمیز- توهین آمیز work for my brother?’ she said, with a disdainful snort برای برادرم کار کنم؟ او با لحن تحقیرآمیزی گفت with a last disdainful look, she turned towards the door با آخرین نگاه تحقیرآمیزش به سمت در چرخید he cast a disdainful glance in their direction نگاهی تحقیرآمیز به سمت آنها […]
جارو برقی کشیدن
I am vacuuming دارم جارو برقی میکشم Almost done vacuuming the rug جارو کردن قالیچه تقریبا تموم شد Vacuuming; clean with a vacuum cleaner تمیز کردن با جارو برقی the room needs to be vacuumed خونه نیاز داره که جارو برقی بشه.
عبارت «چه برسد به اینکه…»
much less چه برسه به اینکه … نکته؛ این عبارت بعد از جملات منفی استفاده می شود. I never even spoke to the man, much less insulted him من هیچوقت با اون صحبت نکردم، چه برسه به اینکه بهش توهین کرده باشم. John couldn’t even pick up the box, much less carry it […]
مترادف های برای «خوشمزه»
tasty savory yummy tasteful flavorful exquisite palatable succulent delectable appetizing toothsome flavorsome drool-worthy scrumptious finger-licking mouth-watering
برخی مترادف های ضروری برای آیلتس
Abandon = Desert, leave Confuse = Complicate, muddle Ability = Skill, gift Cruel = Mean, heartless Able = Capable, gifted Connect = Join, link, attach Abbreviate = Shorten, Continue = Persist, persevere Abundant = Ample, copious Cry = Sob, weep Accurate = Correct, flawless Cover = Conceal, hide Achieve = Accomplish, obtain Cranky = Cross, […]






Wednesday, 2 September , 2026