واژه «Banquet» به چه معناست؟
banquet=a ceremonial dinner party for many people ضیافت های بزرگ مثل عروسی و کنفرانس Banquet hall سالن ضیافت/ تالار ضیافت و مهمانی they held a banquet in his honour به افتخار او ضیافتی برپا کردند a lavish five-course banquet یک ضیافت مجلل پنج نفره the wedding banquet was lovely ضیافت عروسی دوست داشتنی بود […]
چند واژه کاربردی و آزمونی (93)
underrating: ناچیز شمردن، دست کم گرفتن obscuring: گمنام کردن، مبهم کردن، نامفهوم estimating: تخمین زدن، ارزیابی کردن falsifying: باطل ساختن، تزویر کردن، تحریف کردن sticking: چسبناک، الصاق، گیرافتادن adhering: بهم چسبیده بودن، جور بودن، طرفدار بودن refraining: برگردان، منع کردن، خودداری کردن benefiting: سود بردن، مزایا، نفع sewed: دوختن، خیاطی کردن folded: تا خوردن، بهم […]
واژه «veggy»
veggy | veggie =a vegetable گیاه و سبزی / سبزیجات vegetarian=افراد گیاه خوار The meal was OK but we would’ve liked more veggies with the meat غذا خوب بود اما ما سبزیجات بیشتری را با گوشت میل می کردیم It’s really important to eat lots of fruit and veggies خوردن مقدار زیادی میوه و […]
درباره فعل «to revive»
to revive=restore to life or consciousness احیاء کردن/ زنده کردن/ دوباره خلق کردن synonyms= animate, quicken, reanimate, recreate The economy is beginning to revive اقتصاد شروع به احیاء شدن کرده. an attempt to revive steel industry مثال تلاش برای احیای صنعت فولاد The doctors could revive him دکتر ها تونستند احیاش کنند
لغات با ریشه «vis & vid»
ریشه “vis یا vid” در معنای “دیدن” است.نمونه لغات بیشتر با این ریشه: Video ویدئو Visa روادید Visible قابل رویت Visitor بازدید کننده Vision بینش، بصیرت Envision تجسم کردن، در نظر گرفتن Revision بازنگری، اصلاح Visual بصری Vis-a-vis چشم تو چشم Invisible غیر قابل رویت Evident واضح ، مشهود Vista چشم انداز Provide از قبل […]
نام برخی از حشره ها
Cocoon………………..…….پیله Butterfly………………….پروانه Dragonfly………..….سنجاقک Cricket………….…….جیرجیرک Grasshopper………..…….ملخ Mantis………….…..….آخوندک Scorpion………………….عقرب Cockroach….…..…….سوسک Termite………………….موریانه Mosquito……………..…….پشه Ladybug………….کفش دوزک Centipede………….…….هزارپا
واژه «Erroneous» به چه معنیست؟
Erroneous=mistaken= wrong (رسمی) مغالطه آمیز، مغلوط، پر غلط، پر از اشتباه؛ نادرست، غلط، اشتباه I thought my answer was correct, but it was erroneous من فکر کردم پاسخم درست بود اما اشتباه بود employers sometimes make erroneous assumptions کارفرمایان گاهی اوقات تصورات اشتباهی می کنند
واژگان کاربردی (۱۰8)
tight تنگ loose شل high مرتفع/بلند low کوتاه soft نرم hard سخت deep عمیق shallow سطحی clean تمیز dirty کثیف
ویژگی های اخلاقی افراد (9)
A live wire آدم پر تحرک A go-getter آدم بلند پرواز و فعال A Self-made آدم خود ساخته A level-headed آدم متین و معقول A open-minded آدم آزاداندیش، روشنفکر A soft-hearted آدم دلرحم- رئوف
4 واژه کاربردی/Remark/Donate
Remark تخمین زدن Dumb احمق و کودن Donate شریک شدن Accurate درست صحیح






Friday, 4 September , 2026