به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟
Homebody=One whose interests center on the home معنی: خونه دوست؛ خانه نشین- کسی که اهل فعالیتهای بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح میده. Terry’s a bit of a homebody, so there was no more clubbing تری کمی خانه نشین/ خانه دوست است، بنابراین دیگر خبری از باشگاه نبود I’ll […]
صفت های متضاد در انگلیسی
صفت های متضاد در انگلیسی Same = همانند Different = متفاوت Clean = تمیز Dirty = کثیف Dry =خشک Wet = خیس Far = دور Near = نزدیک Alive = زنده Dead = مرده Best = بهترین Worst = بدترین Bitter = تلخ Sweet = شیرین Calm = آرام Nervous = عصبی
دو ترکیب انگلیسی برای بیان علاقه مندی و تنفر از چیزی
Be interested in + (verb+ing) به … علاقهمند بودن مثال I’m interested in learning Spanish به یادگیری اسپانیایی علاقهمندم. Be tired of + (verb+ing) از … خسته بودن مثال: I’m tired of waiting for the bus از منتظر اتوبوس بودن خستهام.
چند اصطلاح پرکاربرد انگلیسی برای خرید و فروش
It cost a fortune It cost an arm and a leg با ارزش بودن، ارزش خریدن رو داشتن That’s a rip-off تیغ زدن کسی، دزدی، کلاهبرداری کردن با قیمت بالا I can’t afford it توان خریدن ش رو ندارم That’s a bit pricy/pricey یه خورده گرانه That’s quite reasonable کاملا منطقیه It’s […]
چند اصطلاح رایج در سوشال مدیا
Drama Queen ننه من غریبم بازی درآوردن، کولی بازی underage زیر سن قانونی Hating همون هیت دادن یا ابراز تنفر Gossip غیبت کردن، چُغُلی کردن Creepy چندش آور Pick Me دنبال جلب توجه Cyberbully دست انداختن و تمسخر افراد در مجازی Judge قضاوت کردن Fact حقیقت Toxic سَمّی، کسی که رفتار نرمالی نداره Cute بانمک، […]
مترادف های «For example»
برای بیان مثال و نمونه می توانید از عبارات زیر استفاده کنید. For example For instance such as In other words as like that is namely To illustrate To paraphrase
معانی فعل ترکیبی run across
فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید: I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]
عبارت «across from»
across from بهمعنی «روبهرویِ» یا «مقابلِ» است. A woman was sitting across from me on the train در قطار زنی روبهروی من نشسته بود. ▫Our house is across from the post office خانهی ما مقابلِ ادارهی پست است. برای اینکه نشان دهیم چه چیز فاصله انداخته است میان دو مکان یا …، لازم است بین […]
واژگان ضروری 504/ vigor & captive به چه معناست؟
emerge……………ظاهر شدن jagged……………..دندانه دار linger……………….ماندن ambush………….کمین crafty………………حیله گر defiant……………نافرمان vigor……………….توان perish…………….مردن fragile……………..شکننده captive……………زندانی prosper………موفق شدن devour……….بلعیدن
بررسی برخی واژگان ساده و پیشرفته انگلیسی / «Concur» به چه معناست؟
در امتحان آیلتس استفاده از لغتها و عبارتهای نرمال و پایه اشتباه نیست، ولی هرچقدر بتونید به صورت متعادل از کلمات سطح Advanced و آکادمیک استفاده کنین میتونین انتظار نمرهی بالاتری رو هم تو بخش Speaking و هم Writing داشته باشین. Normal=Academic Many= Numerous Prove= Justify Agree= Concur Good= Advantageous Bad= Detrimental Show= Elucidate […]






Sunday, 15 February , 2026