به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟
Homebody=One whose interests center on the home معنی: خونه دوست؛ خانه نشین- کسی که اهل فعالیتهای بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح میده. Terry’s a bit of a homebody, so there was no more clubbing تری کمی خانه نشین/ خانه دوست است، بنابراین دیگر خبری از باشگاه نبود I’ll […]
چند واژه ترکیبی مرتبط با زیبایی صورت (2)
Stubble معنی: تهریش مثال: He’s got thick eyebrows and stubble او ابروهای پرپشت و تهریش دارد. Clean-shaven معنی: اصلاحشده، بدون ریش و سبیل مثال: He’s clean-shaven and looks neat او اصلاح کرده و مرتب به نظر میرسد. Receding hair معنی: عقبرفتن موها مثال: His hair is receding موهایش در حال عقب رفتن است.
چند عبارت کاربردی با Nature
Nature calls دسشویی دارم By nature به طور طبیعی /ذاتا She is kind by nature او ذاتا مهربونه She is mean by nature او ذاتا بدجنسه She is patient by nature او ذاتا صبوره
چند اصطلاحات کاربردی/ اصطلاح «I’m broke» به چه معناست؟
I’m game من پایهام I’m broke بیپولم I’m bushed خیلی خستم I’m ticklish قلقلکیام I’m torn دو دلم I’m tied up دستم بنده I’m all set من آمادهام I’m off من رفتم I’m easy برای من فرقی نداره I’m afraid متأسفم / شرمنده I’m your humble کوچیک شماییم
اصطلاحی برای «مقایسه قیمتها» درانگلیسی
Shop around فعل عبارتی (phrasal verb) Shop around به معنای “مقایسه قیمت ها” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: compare prices مثال: I want to shop around a little before I decide on these boots میخواهم قبل از تصمیمگیری درباره خرید این چکمهها، کمی قیمت ها را مقایسه کنم.
واژگان ضروری 504/ vigor & captive به چه معناست؟
emerge……………ظاهر شدن jagged……………..دندانه دار linger……………….ماندن ambush………….کمین crafty………………حیله گر defiant……………نافرمان vigor……………….توان perish…………….مردن fragile……………..شکننده captive……………زندانی prosper………موفق شدن devour……….بلعیدن
بررسی برخی واژگان ساده و پیشرفته انگلیسی / «Concur» به چه معناست؟
در امتحان آیلتس استفاده از لغتها و عبارتهای نرمال و پایه اشتباه نیست، ولی هرچقدر بتونید به صورت متعادل از کلمات سطح Advanced و آکادمیک استفاده کنین میتونین انتظار نمرهی بالاتری رو هم تو بخش Speaking و هم Writing داشته باشین. Normal=Academic Many= Numerous Prove= Justify Agree= Concur Good= Advantageous Bad= Detrimental Show= Elucidate […]
چند عبارت کاربردی/ «so-and-so» به چه معناست؟
فلانی so-and-so called yesterday فلانی دیروز زنگ زده بود ?what’s her face اسمش چی بود؟ I saw that girl from class yesterday, what’s her face دیروز اون دختر همکلاسی مون رو دیدم اسمش چی بود؟
بررسی چند لغت ساده و معادل پیشرفته آن
Basic ————-Advance Harmful —-pernicious=مخرب زیانبار، تباهکننده indescribable —-ineffable=وصف نکردنی، غیرقابل توصیف، بر زبان نیاوردنی Sleep —-soporific=خواب آور/ کسل کننده Radiant —- Luminous=درخشان پرنور Musical —mellifluous=صدای آرام و دلنشین Enthusiastic —-ebullient=پراشتیاق پرشور، پرذوق Chance —-Serendipity=نیک بختی، خوشبختی، شانس/ اقبال Healthful —Salubrious=سودمند، سازگار، گوارا، سالم Passing —-Ephemeral=بیدوام زودگذر، ناپایدار excellent—-Resplendent=درخشان، پرشکوه، خیره کننده، فروزان Luxurious—-Opulent=گرانمایه مجلل، وافر، […]
واژه «Dowdy»
Dowdy =slovenly; untidy نا مرتب؛ کثیف؛ بی ریخت، بی قواره، از مد افتاده؛ (به طعنه) بد لباس She tried to change her dowdy image by buying a fashionable new wardrobe او سعی کرد با خرید یک کمد لباس جدید شیک وجهه نا مرتبش را عوض کند.







Sunday, 15 February , 2026