بایگانیهای اصطلاحات نهایتا انجام دادم - الفبای زبان
اصطلاحی برای “نهایتا انجامش دادم”
End up doing something در نهایت کاری رو انجام دادن I didn’t want to date him but ended up doing it نمی خواستم باهاش قرار بزارم ولی آخرش این کار و کردم I ended up buying that آخرش خریدمش








Saturday, 11 July , 2026