بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 44 از 85 - الفبای زبان
I’m on to you + دو اصطلاح دیگر ۰۷ آبان ۱۴۰۲

I’m on to you + دو اصطلاح دیگر

I’m done talking دیگه حرفی ندارم As far as it goes تا حدودی I’m on to you آمار تو دارم

I’m speechless  + دو اصطلاح دیگر ۰۷ آبان ۱۴۰۲

I’m speechless + دو اصطلاح دیگر

I’m speechless زبانم بند آمده The choice is yours انتخاب با توئه I’m not convinced متقاعد نشدم

همایند‌های کلمه “Pay” ۰۶ آبان ۱۴۰۲

همایند‌های کلمه “Pay”

همایند‌های کلمه “Pay” Pay attentionتوجه کردن Pay a complimentتعریف و تمجید از کسی Pay your respectادای احترام کردن Pay a fineپرداخت جریمه Pay a billپرداخت قبض یا صورت حساب Pay in cashپرداخت نقدی Pay by credit cardپرداخت با کارت اعتباری

اشتباه رایج Capable vs Able ۰۶ آبان ۱۴۰۲

اشتباه رایج Capable vs Able

کلمه‌ی capable با ساختار زیر بکار می‌رود: capable of (doing) sth She is quite capable of passing the exam, provided that she does some workاو بشرط اینکه کمی کار کند، قادر به پاس کردن امتحان است. The poison was capable of killing an elephant in five minutesزهر مى‌توانست‌ در پنج‌ دقيقه‌ یک فيل را بكشد. […]

سه اصطلاح کاربردی ۰۶ آبان ۱۴۰۲

سه اصطلاح کاربردی

It’s not rocket science آپولو نیم خوای هوا کنی! It’s like talking to a brick wall انگار دارم با دیوار حرف می زنم !the pot calling the kettle black دیگ به دیگ می گه روت سیاه

pass me the phone ۰۳ آبان ۱۴۰۲

pass me the phone

از ترکیب pass me برای اینکه چیزی را کسی به ما بدهد استفاده میکنیم pass me the salt please نمکو بهم بده لطفا pass me the cheese please پنیر و بهم بده لطفا pass me the phone تلفن و بهم بده pass me the keys کلیدها رو بهم بده

عباراتی برای شروع صبحت در زبان انگلیسی ۰۳ آبان ۱۴۰۲

عباراتی برای شروع صبحت در زبان انگلیسی

As a matter of fact / in factدر حقیقت ، راستش رو بخواید As is known / as it is knownهمونطور که میدونید As was pointed out/ as noted earlierهمونطور که اشاره کردم As you knowهمونطور که میدونید Besidesگذشته از این ، علاوه بر این

add color to و give color to ۰۳ آبان ۱۴۰۲

add color to و give color to

add color to و give color to زمانی از عبارت add color to something استفاده می کنیم که بخواهیم با اضافه کردن جزئیات مطلبی را برای مخاطب جالب تر و هیجان انگیزتر کنیم. The lecturer told a few jokes to add color to his talks این اصطلاح بیشتر کاربرد حقوقی دارد-زمانی give color to something […]

کاربرد فعل ترکیبی go with ۰۲ آبان ۱۴۰۲

کاربرد فعل ترکیبی go with

go with=accompany, accord, become, blend فعل ترکیبی “go with” چند کاربرد دارد؛ یکی از کاربردهای این فعل ترکیبی به معنی “هماهنگ بودن لباس ها با یکدیگر” است، یا همان “ست بودن لباس ها با یکدیگر“. به دو مثال برای این فعل ترکیبی توجه کنید: .I think that those shoes really go with your pants به […]

اصطلاح !I’m torn ۰۱ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح !I’m torn

I’m torn دو دلم If you are torn between two or more things, you cannot decide which to choose, and so you feel anxious or troubled اگر بین دو یا چند چیز دو دل هستید، نمی توانید تصمیم بگیرید که کدام را انتخاب کنید و بنابراین احساس اضطراب یا ناراحتی می کنید.