بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 31 از 84 - الفبای زبان
اصطلاح «Nip something in the bud» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «Nip something in the bud»

Nip something in the bud معادل ضرب المثلی «جلوی ضرر و هروقت بگیری منفعته» است/ جلوی ضرر را گرفتن/چیزی را در مراحل اولیه متوقف کردن/در نطفه خفه رکردن  By arresting all the leaders, they nipped the rebellion in the bud  با دستگیری همه رهبران، شورش را در نطفه خفه کردند When the kid shows the […]

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger

He doesn’t lift a finger  دست به سیاه وسفید نمی زنه Put it down to your experience بزار به حساب تجربه ات kick a habit  ترک کردن عادت I saw a saw that saw a saw  من دیدم که ارّه ای، ارّه ای را اره کرد. (دست بالای دست بسیار است)

 اصطلاح See eye to eye ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

 اصطلاح See eye to eye

 اصطلاح See eye to eye توافق نظر داشتن تفاهم داشتن  My cousin and I don’t see eye to eye about our children’s education من و پسرخاله‌م در مورد تحصیلات بچه هامون باهم موافق نیستیم.  The boss and I don’t always see eye to eye من و رییس همیشه باهم موافق نیستیم.  They finally saw eye […]

اصطلاح «بدون رودربایستی حرف زدن» ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «بدون رودربایستی حرف زدن»

Call a spade a spade=speak plainly without avoiding unpleasant or embarrassing issues بدون رودربایستی حرف زدن/ بی پرده حرف زدن   it is time to name names and call a spade a spade وقتش است که نام ها را اسم ببریم و بی پرده حرف بزنیم I’m not at all secretive, and I’m pretty good […]

عباران و جملات کاربردی/I’m sorry to burst your bubble ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

عباران و جملات کاربردی/I’m sorry to burst your bubble

It’s nice of you to come لطف کردید تشریف آوردید Pleasure to meet you آشنایی با شما مایه افتخاره What put that idea into your head چی باعث شد این فکر رو بکنی Mishmash قاتی پاتی I’m sorry to burst your bubble متأسفم که تو ذوقت میزنم I caught up with my friends at the […]

چهار اصطلاح با رنگ‌ها ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

چهار اصطلاح با رنگ‌ها

I’m in blue پکَرم I’m in red بی پولم، زیر بار قرضم I’m so green بی‌ تجربه‌ام I’m in pink چهار ستون بدنم سالمه

اصطلاح «For the time being» ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «For the time being»

 For the time being = For now=Temporarily  موقتا، فعلا، عجالتا  For the time being, Janet is working as a waitress, but she really hopes to become an actress soon جانت فعلا یک گارسون است، اما واقعا امیدوار است که روزی یک هنرپیشه شود.  We’re living in an apartment for now, but soon we’ll be looking […]

اصطلاح «حرف کشیدن از کسی» ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «حرف کشیدن از کسی»

Rise  Get a rise out of= To provoke a response from زیر زبان کسی را خالی کردن، از کسی حرف کشیدن  You can kid me all day about my mistake, but you won’t get a rise out of me میتونی تمام روز منو در مورد اشتباهم دست بیندازی، اما هرگز نمی‌تونی از من حرف بکشی. […]

3 ضرب المثل/nothing hurts like the truth ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۳

3 ضرب المثل/nothing hurts like the truth

nothing hurts like the truth حقیقت تلخ است… whatever comes up is welcome هرچه پیش آید خوش آید much coin much care هر که بامش بیش برفش بیشتر

شکل سوم افعال در کجاها استفاده می شود؟ ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۳

شکل سوم افعال در کجاها استفاده می شود؟

تهیه و تنظیم: علیرضا مظاهری/ 1-حال کامل (Present Perfect) ساختار حال کامل: subject + have/ has + *past participle *اسم مفعول حال کامل چندین کاربرد دارد. یکی از رایج ترین این کاربرد ها این است که بخواهیم بگوییم یک رویداد در گذشته شروع شده است و تا به حال هم ادامه دارد. I have lived […]