«obey an order» به چه معنی است؟
obey an order to do what someone orders or commands you to do اطاعت از دستورات Soldiers are taught to always obey orders به سربازان آموزش داده می شود که همیشه از دستورات اطاعت کنند
اصطلاح «nervous wreck» به چه معنی است؟
nervous wreck a person who’s very stressed or nervous دلشوره داشتن؛استرس داشتن Jim’s a great singer, but he’s always a nervous wreck before he goes on stage جیم خواننده بزرگی است، اما همیشه قبل از اینکه روی صحنه برود استرس دارد
ریشه واژه «آل»
آل واژه عربی به معنای /اهل/ از همین ریشه است. واج /ه/ در فرایند معمول زبانی بدل به همزه شده، چون این دو، واجگاه مشترکی دارند. در مرحله بعدی همزه دوم به قاعده اعلال مهموز گرفتار آمده: «اَءل» شده آل. اما میان اهل و آل تفاوت باریکی ست؛ آل در اشراف به کار می رود […]
واژهشناسیِ شیرجه
واژۀ شیرجه از دو جزء تشکیل شدهاست: شیر (سلطانِ جنگل) + جه (ریشۀ فعلِ جَستن/ جهیدن). جهشِ/ پَرشِ آدم را به جهشِ/ پَرشِ شیر تشبیه کردهاند. وقتی شیرجه میزنید، مانندِ شیر به طرفی پَرش میکنید. مأخذ: داستانِ واژهها، نوشتۀ بهروز صفرزاده.
فراخوان سیویکمین جشنواره ملی کتاب سال دانشجویی منتشر شد
براساس فراخوان سیویکمین جشنواره ملی کتاب سال دانشجویی، دانشجویان مولف و مترجم تا ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ فرصت دارند آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ملی کتاب سال دانشجویی ارسال کنند. به گزارش الفبای زبان به نقل از روابط عمومی سازمان ترویج مطالعه و نشر جهاد دانشگاهی، فراخوان سیویکمین جشنواره ملی کتاب سال دانشجویی با هدف ایجاد نشاط […]
جملات کوتاه انگلیسی با ترجمه (۳3)
One of the most magical things is to correct your mistakes and use them to succeed یکی از جادویی ترین چیزها اصلاح اشتباهات و استفاده ازشون برای موفقیته… The older you get, the more you choose calmness over conflict and distance over disrespect. Your mental health, peace, and happiness become your ultimate priority — over […]
واژههای غلطانداز
آسانسور ربطی به آسان و سُر خوردن ندارد. آفتابه ربطی به آفتاب ندارد. بیمار ربطی به مار ندارد. خدا ربطی به خود و آمدن ندارد. دوقلو ربطی به عددِ دو ندارد. سپاس ربطی به سه و پاس ندارد. شیشلیک ربطی به عددِ شیش ندارد. مدهوش ربطی به هوش و بیهوش ندارد.
جملات کوتاه انگلیسی با ترجمه (32)
I admire people who choose to smile after all the things they have been through اون آدمهايى كه بعد از همه ى چيزهايى كه سرشون اومده باز هم انتخاب ميكنن لبخند بزنن رو تحسين ميكنم Don’t complain. Just rebuild your life شکایت نکن، فقط زندگیتو از نو بساز. To whoever reads this I hope something […]
واژگانی با Have
Collocations with HAVE have a bath دوش گرفتن have a drink نوشیدنی نوشیدن have a good time خوش گذرانیدن have a haircut موها را کوتاه کردن have a holiday به تعطیلات رفتن have a problem مشگل داشتن have a rest استراحت کردن have lunch ناهار خوردن have sympathy همدردی کردن
اصطلاح «وسط (انجام) کاری بودن»
be in the middle of (doing) something به معنی وسط (انجام) کاری بودن [مشغول انجام کاری بودن] هست . I can’t talk, I’m in the middle of a workout من نمیتونم حرف بزنم، من وسط تمرین هستم I can’t came, I’m in the middle of a cooking من نمیتونم بیام، من مشغول آشپزی […]








Tuesday, 29 September , 2026