اصطلاح «cushy job» برای تنبل هاست؟
cushy job=A job that is easy یک اصطلاح اسلنگ به معنی: کار راحت / بی دغدغه و آسان cushy job or life is very easy and does not need much effort شغل یا زندگی دلپذیر بسیار آسان است و نیاز به تلاش زیادی ندارد خود واژه Cushy مد نظر ماست که به معنای بی درد […]
3 اصطلاح/ دیگه کارد به استخونم رسیده!
I owe you an apology من به تو یک عذرخواهی بدهکارم! That is the last straw دیگه کارد به استخونم رسیده! Live it up حالشو ببر! خوش بگذرون!
واژه «Phlegmatic»+ مترادف ها
phlegmatic=showing little emotion بی عرضه، بی تفاوت، شخص خونسرد وبی رگ، شخصیت بلغمی :synonyms for phlegmatic apathetic impassive stoic and stolid He is also phlegmatic on the subject of his dealings with Hollywood او همچنین نسبت به موضوع برخوردش با هالیوود خیلی خونسرد است It’s almost unbelievably fitting that these supremely phlegmatic men live in […]
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (41)
نویسنده : صغری توحیدلو Insanity: Doing the same thing over and over again and expecting different results Albert Einstein ديوانگى يعنى كارى را بارها و بارها تكرار كردن و انتظار ديدن نتايج متفاوت داشتن. آلبرت انيشتين Always give a little more than you promise هميشه كمى بيشتر از آنچه قول داده اى ، ارائه كن. […]
واژه «Careen»
careen =move headlong at high speed این واژه دو معنی دارد یک یبه معنای دیوانه وار رانندگی کردن/ با سرعت راندن/خارج از کنترل دیگری به معنای کشتی را روی ساحل به پهلو خواباندن یا کج کردن چیزی the train careened out of control قطار با سرعت زیادی که داشت از کنترل خارج شد High waves […]
جایزه ۲۰ هزار پوندی «دیلن توماس» از آنِ «دنیاهای کوچک» شد
«کالب آزوما نلسون» نویسنده اهل غنا، جایزه «دیلن توماس» را برای دومین رمانش با عنوان «دنیاهای کوچک» دریافت کرد. به گزارش الفبای زبان، «آزوما نلسون» ۳۰ ساله در مراسمی که در سوانسی، شهر زادگاه «دیلن توماس» برگزار شد، جایزه ۲۰ هزار پوندی را دریافت کرد. جایزه «دیلن توماس» که توسط دانشگاه «سوانسی» بنیانگذاری شده، از […]
واژه ای برای «وادار کردن/موظف بودن»
oblige=make someone legally or morally bound to an action or course of action مجبور کردن/ وادار ساختن اخلاقی یا قانونی/موظف بدون طبق قانون Her job obliges her to work overtime and on weekends شغل او او را مجبور می کند که اضافه کاری و در آخر هفته ها کار کند They asked for food and […]
واژه ای برای معانی «واژگونی/ زیر و رو شدن»
capsize=overturn accidentally این واژه به معنی واژگون/سرنگون/غرق شدن وسایل موتوری مثل ماشین و کشتی و غیره است. to capsize (verb) واژگون/ سرنگون/غرق کردن / زیرو رو کردن/نابود شدن نکته: to capsize به عنوان فعل هم می تواند با حرف اضافه و هم بدون حرف اضافه در جمله استفاده شود. مثالها: ?do you know what […]
واژه «Banquet» به چه معناست؟
banquet=a ceremonial dinner party for many people ضیافت های بزرگ مثل عروسی و کنفرانس Banquet hall سالن ضیافت/ تالار ضیافت و مهمانی they held a banquet in his honour به افتخار او ضیافتی برپا کردند a lavish five-course banquet یک ضیافت مجلل پنج نفره the wedding banquet was lovely ضیافت عروسی دوست داشتنی بود […]
اصطلاح اسلنگ «خوشمزه بازی درآوردن»
Crack a joke جک گفتن و خندیدن/ مزه پراندن/خوشمزه بازی درآوردن “crack” یک کلمه عامیانه است که به کوکائین اشاره دارد. کراک کوکائین از نوع پودری کوکائین گرفته می شود و بسیار اعتیاد آور است. He brightened enough to crack a joke at his own expense او آنقدر خوش فکر بود که به هزینه […]






Monday, 27 July , 2026