بایگانی‌های آموزش زبان انگلیسی - صفحه 37 از 117 - الفبای زبان
داستان « The crazy artist» همراه ترجمه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳

داستان « The crazy artist» همراه ترجمه

The crazy artist Frenhofer was the best artist in the world. Everyone loved him.The quality of his paintings was very high. He always used the best materials He made a big profit from his paintings.He had delicious meals with his rich neighbors. He taught art classes Life was good.Then his attitude changed. He stopped selling […]

ساختار It takes + (time) + to + (verb) ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

ساختار It takes + (time) + to + (verb)

It takes + (time) + to + (verb) وقتی می خواهید به کسی بگید یک کاری چقدر زمان میبره از این قالب گرامری استفاده کنید. It takes one hour to get there It takes forty-five minutes for me to get ready It takes four quarters to complete a football game It takes 7 seconds for […]

واژگان کاربردی انگلیسی (92) ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

واژگان کاربردی انگلیسی (92)

Budget بودجه Haggle : چونه زدن Discount : تخفیف Debt : بدهکاری Profit : سود Loss : ضرر Currency : واحد پول Cash : پول نقد Interest : بهره Loan : وام Change : پول خورد Deposit : واریزکردن Bankrupt : ورشکسته Stocks : سهام Inflation : تورم Inheritance : ارثیه

آشنایی با چند واژه مصوب فرهنگستان در زمینهٔ ریاضی ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳
دو واژه بیشینه و کمینه؛

آشنایی با چند واژه مصوب فرهنگستان در زمینهٔ ریاضی

فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای واژه‌های ماکسیمم و مینیمم، دو واژه بیشینه و کمینه را پیشنهاد داده است. به گزارش الفبای زبان، روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی به‌مناسبت روز جهانی زن در ریاضیات،  واژۀ مصوّب فرهنگستان در زمینهٔ ریاضی  را به اشتراک گذاشته است. نگاشت (mapping, map): رابطه‌ای که هر نقطه […]

درباره فعل «to revive» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

درباره فعل «to revive»

to revive=restore to life or consciousness احیاء کردن/ زنده کردن/ دوباره خلق کردن synonyms= animate, quicken, reanimate, recreate The economy is beginning to revive اقتصاد شروع به احیاء شدن کرده. an attempt to revive steel industry  مثال تلاش برای احیای صنعت فولاد The doctors could revive him دکتر ها تونستند احیاش کنند

چند اصطلاح کاربردی/ اصطلاح «من همینم که هستم» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ اصطلاح «من همینم که هستم»

but no but اما و اخه ندارره for no reason همینجوری you look fishy مشکوک میزنی its as A B C خیلی راحته i am as i am من همینم که هستم

کلمه هایی که همیشه با «have» می آیند ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

کلمه هایی که همیشه با «have» می آیند

کلمه هایی که همیشه با “have” می آیند :  Have a bath Have a drink Have a good time Have a haircut Have a holiday Have a problem Have a relationship Have a rest Have lunch Have sympathy حمام کردن نوشیدن (یه نوشیدنی) اوقات خوشی داشتن کوتاه کردن مو تعطیلات رفتن مشکل داشتن رابطه داشتن […]

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger

He doesn’t lift a finger  دست به سیاه وسفید نمی زنه Put it down to your experience بزار به حساب تجربه ات kick a habit  ترک کردن عادت I saw a saw that saw a saw  من دیدم که ارّه ای، ارّه ای را اره کرد. (دست بالای دست بسیار است)

لغات با ریشه «vis & vid» ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

لغات با ریشه «vis & vid»

ریشه “vis یا vid” در معنای “دیدن” است.نمونه لغات بیشتر با این ریشه: Video ویدئو  Visa روادید  Visible قابل رویت  Visitor بازدید کننده  Vision بینش، بصیرت  Envision تجسم کردن، در نظر گرفتن  Revision بازنگری، اصلاح  Visual بصری  Vis-a-vis چشم تو چشم Invisible غیر قابل رویت  Evident واضح ، مشهود Vista چشم انداز  Provide از قبل […]

نشانه ها و علامتهای اختصاری در زبان انگلیسی ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

نشانه ها و علامتهای اختصاری در زبان انگلیسی

( , ) comma کاما ( . ) period, decimal point نقطه ( ; ) semicolon نقطه ویرگول ( : ) colon دو نقطه ( ! ) exclamation mark / exclamation point علامت تعجب ( ? ) question mark علامت سوال ( ‘ ) apostrophe, prime آپوستروف ( ” ) quotation mark علامت نقل قول […]