اصطلاح «down for the count»
down for the count=Defeated, finished, doomed شکست خورده، تسلیم شدن، محکوم به فنا اگر این اصطلاح را کلمهبهکلمه ترجمه کنیم، یعنی «افتاده در انتظار شمارش». این اصطلاح به ورزشهای رزمی اشاره دارد؛ زمانی که یکی از دو طرف مبارزه روی خاک افتاده است و ۱۰ شماره فرصت دارد تا بلند شود و در غیر […]
اصطلاح «دندان درآوردن»
Wisdom tooth دندان عقل Milk tooth دندان شیری false tooth دندان مصنوعی To cut a tooth دندان درآوردن Their baby daughter cut her first tooth yesterday دختر بچه آنها دیروز اولین دندان خود را درآورد
3 معنی برای عبارت «Go around»
*Go around یعنی حول چیزی گشتن، دور یه چیزی گشتن. Planets go around the sun سیاره ها دور خورشید می چرخند. ?I asked him to go around the house to see,where is she من ازش خواستم بره دور خونه رو بچرخه که ببینه او کجاست. Enough to *go around,enough for each person یعنی کافی […]
برخی مترادف های ضروری برای آیلتس (11)
Abondon= leave Abstract= Summarize Accomodate= Change Accurate= Correct Obtian= Acquire Adequate= Enough Adjacent =Beside Allocate= Devote Alter= Convert Alternative= Different Ambiguous= Unclear Anology= Similarity Annual= Yearly goal= victim Income= Revenue goal= Aim
لغات کابردی مربوط به رشته ها / Enroll به چه معناست؟
Major رشته Credit واحد Enroll ثبت نام کردن Dorm خوابگاه Course دوره Tuition شهری Semester ترم دانشگاه Session جلسه
کلمات مشابه (16)
Refer = اشاره کردن Differ = تفاوت داشتن Infer = نتیجه گیری کردن Offer = پیشنهاد کردن Confer = تجمع کردن Transfer = انتقال دادن Prefer = توجیح دادن Suffer = آزار رساندن Similar words = کلمات مشابه Beard = ریش Bread = نان Bored = خسته Board = تخته_صعود کردن Broad = وسیع Abroad […]
برخی واژگان با پسوند wise/ واژگان Crosswise & Sunwise
پسوند wise در انگلیسی به معنای “به سمت…، به شکل…، مانند…” است و بسیاری از لغات انگلیسی با این پسوند ساخته شده اند: Clockwise در جهت عقربه های ساعت Anticlockwise خلاف جهت عقربه های ساعت Likewise به همچنین، همینطور Crosswise ضربدر مانند Coastwise در طول ساحل Manwise مردانه Nowise ابدا،به هیچوجه Somewise به طریقی […]
لغات با حروف اضافه خاص/ حرف اضافه happy چیست؟
نویسنده : ستاره کوشا 1- (be) accustomed to عادت داشتن به ۲-(be) good at خوب بودن در ۳-acquainted to آشنا با ۴-adequate for مناسب برای ۵- afraid of ترسیده از ۶-ashamed of خجالت زده از ۷-attentive to متوجه به ۸- bored with خسته از ۹-capable of توانا در ۱۰-composed of متشکل از ۱۱-coverd with پوشیده […]
اشکال هندسی به انگلیسی
square……………………….مربع rectangle …………….. مستطیل triangle……………………. مثلث circle…………………………دایره Pentagon…………….پنج ضلعی octagon…………….هشت ضلعی oval………………………….بیضی angle………………………. زاویه diameter…………………….قطر cube………………………..مکعب pyramid………………………هرم circumference…………..محیط radius…………………شعاع دایره cylinder…………………..استوانه cone………………………مخروط
واژه «shrewd» به چه معنیه؟
shrewd زیرک، زرنگ، حیله گر، با هوش، ناقلا، موذی a shrewd east wind باد شرقی موذی It is just a shrewd understanding of what matters in their lives این فقط یک درک زیرکانه از آنچه در زندگی آنها اهمیت دارد است He was a shrewd judge او یک قاضی زیرک بود He had […]








Sunday, 25 October , 2026