لغات چند بخشی مهم (10)
Argue with – بحث کردن با Agree with – موافقت کردن با Disagree with – مخالفت کردن با Cut with – بریدن با Compare with – مقایسه کردن با Compete with -رقابت کردن با Begin with – شروع کردن با Meet with – ملاقات کردن با
چند عبارت کاربردی (102)
What a nerve چه پر رو! چه گستاخ What a shame چه بد،شرم آوره What a pity چه حیف What a mess چه گندی، چه افتضاحی What a bummer چه ضد حالی! What a rip-off چقدر گران! What a drag چه کسل کننده! What a relief اخیش ، راحت شدم.
چند اصطلاح کاربردی در مورد خواب
I overslept خواب موندم” My alarm didn’t go off ساعتم زنگ نزد. Im awake من بیدارم My sister is asleep خواهرم خوابه She is sleepyhead او خواب آلود است Fall asleep یکدفعه خوابیدن/ خواب رفتن
چند عبارت کاربردی (101)
We are living in the age of technology ما در عصر تکنولوژی زندگی میکنیم He left home at the age of 16 او در سن ۱۶ سالگی خانه را ترک کرد You mean so much to me خیلی فدای داری Don’t be a stranger بیشتر خبر مار بگیر. I was on a roll تو دور […]
جملات کوتاه انگلیسی با ترجمه (۲2)
Always be strong enough to let go, and be smart enough to wait for what you deserve همیشه اونقدر قوی باش که رها کنی و اونقدر باهوش باش که منتظر چیزی که لیاقتش رو داری بمونی. I really don’t care about what anyone thinks of me. I am who I am, I do what I […]
قالب کاربردی «قصد نداشتم…»
I didn’t mean to insult you قصد نداشتم بهت توهین کنم . I didn’t mean to pry قصد نداشتم فضولی کنم . I didn’t mean to hurt you قصد نداشتم بهت آسیب بزنم . I didn’t mean to interrupt you قصد نداشتم حرفتو قطع کنم. I didn’t mean to scare you قصد نداشتم بترسونمت . […]
واژگان کاربردی (۱۰5)
Economy اقتصاد Inflation تورم Investment سرمایه گذاری Trade تجارت Tax مالیات Supply عرضه Demand تقاضا Unemployment بیکاری
2 ساختار Must have done & Must have been done
برای نتیجهگیری منطقی از اتفاقی که در گذشته رخ داده (بر اساس شواهد) از ساختارهای زیر استفاده میشود: Must have done این ساختار برای جملات معلوم است: He must not have slept well last night او دیشب نباید خوب خوابیده باشد (نتیجهگیری). He must have stayed up too late last night دیشب، او باید […]
کلماتی که بیانگر تاکید هستند
Above all از همه مهم تر Obviously آشکارا، معلوم بودن که Clearly به وضوح، مسلما Evidently از قرار معلوم، ظاهرا Actually در حقیقت، واقعا In fact در واقع ، در حقىقت certainly به طور مسلم Definitely حتما ، قطعا Extremely بى نهایت، بسیار Indeed راستی، در واقع Absolutely مسلما، حتما. ابسولوت لی Positively قطعا، بي […]
My wish came true
I got my wish به آرزوم رسیدم My wish came true آرزوم به حقیقت پیوست My wish was granted آرزوم برآورده شد







Tuesday, 28 July , 2026