بایگانی‌های الفبای زبان اصطلاحات کاربردی - صفحه 18 از 29 - الفبای زبان
درباره صفت های  irreparable & irreversible ۰۲ مرداد ۱۴۰۳

درباره صفت های irreparable & irreversible

صفت های irreversible و irreparable معنای شبیه به هم دارند و در کانتکست های مشابهی می تونن به کار برن. این دو واژه گاها به یک معنی استفاده میشن ولی به طور کلی صفت irreparable به معنای جبران ناپذیر و صفت irreversible به معنای برگشت ناپذیر هست. irreversible: incapable of being reversed or turned about […]

 چند اصطلاح برای اظهار همدردی در انگلیسی ۳۱ تیر ۱۴۰۳

 چند اصطلاح برای اظهار همدردی در انگلیسی

I’m terribly sorry ‎ واقعا متاسفم I try to make it up ‎ سعی می کنم جبران کنم no offense ‎ منظور بدی نداشتم. None taken ‎ من هم به دل نگرفتم. Don’t mention it ‎ اصلا حرفش رو هم نزن. No sweat man ‎ بی خیال بابا! Don’t put yourself through hell ‎ به […]

ویراست دوم کتاب «مسائل حقوقی مصاحبه‌های تاریخ شفاهی» منتشر شد ۳۰ تیر ۱۴۰۳

ویراست دوم کتاب «مسائل حقوقی مصاحبه‌های تاریخ شفاهی» منتشر شد

در ویراست دوم کتاب «مسائل حقوقی مصاحبه‌های تاریخ شفاهی»، رأی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش مالکیت فکری در اسلام توضیحاتی درباره آخرین وضعیت لایحه «قانون حمایت از حقوق مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط» و نحوه پرداختن به منابع تاریخ شفاهی و منابع شنیداری در این لایحه و آخرین رویدادها و فعالیت‌های آموزشی حوزه […]

فعل عبارتی «Think over» ۳۰ تیر ۱۴۰۳

فعل عبارتی «Think over»

نویسنده : سارا کوشا Think over=consider something carefully=contemplate=meditate=mull= mull over فعل عبارتی (phrasal verb) Think over به معنای « به طور جدی به چیزی فکر کردن/جوانب چیزی را سنجیدن» است.تفاوت آن با  think شاید دراین باشد که موضوع جدی تری برای فکر کردن و تصمیم گیری وجود دارد.  مثال: he told the player to go […]

۳۰ تیر ۱۴۰۳

فعل عبارتی «Wear off»

Wear off= fade away فعل عبارتی (phrasal verb) Wear off به معنای “محو شدن، پاک شدن” هستش. مثال: Most of my make-up wore off before I got to the party بیشتر آرایش من قبل از رسیدن به مهمانی پاک شد.

فعل عبارتی «work out» ۳۰ تیر ۱۴۰۳

فعل عبارتی «work out»

نویسنده : صغری توحیدلو work out  فعل عبارتی (phrasal verb) Work out دو معنی دارد. یکی به معنای «حل کردن، بررسی کردن، تدبیر کردن، تعبیه کردن» است . و معنای دیگر به معنای «ورزش و تمرین کردن» است. مثال: I work out at the gym three times a week من سه بار در هفته در […]

اصطلاح «فریب دادن» در زبان انگلیسی ۲۳ تیر ۱۴۰۳
pull a fast one؛

اصطلاح «فریب دادن» در زبان انگلیسی

pull a fast one=trick someone کسی را گول زدن کسی را فریب دادن   He pulled a fast one on me by paying me with a worthless check او با پرداخت یک چک بی ارزش، من را فریب داد I don’t think he was being truthful – I think he was just trying to pull […]

چند عبارت برای گفتن «مشکلی نیست» ۲۳ تیر ۱۴۰۳

چند عبارت برای گفتن «مشکلی نیست»

no problem no sweat no big deal no probs no biggie

اصطلاح «از کاه کوه ساختن» در زبان انگلیسی ۲۰ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح «از کاه کوه ساختن» در زبان انگلیسی

storm in a teacup=a situation in which people are very angry or upset  از کاه کوه ساختن/ الکی شلوغش کردن I feel strongly that it is a storm in a teacup من به شدت احساس می کنم که این مسئله از کاه کوه ساختن است/ الکی بزرگش کردن This matter is a storm in a […]

3 اصطلاح / «خیلی رو داری» چی میشه؟ ۱۹ تیر ۱۴۰۳

3 اصطلاح / «خیلی رو داری» چی میشه؟

You have a lot of nerve خیلی رو داری Don’t butter me up هندونه زیر بغلم Don’t pick on me به من گیر نده