الفبای زبان, نویسنده در الفبای زبان - صفحه 150 از 385
اصطلاح «neat and tidy» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «neat and tidy»

neat and tidy=not messy تر و تمیز/ مرتب و منظم My son keeps his bedroom neat and tidy, but my daughter’s room is always a mess پسرم اتاق خوابش را مرتب و مرتب نگه می دارد، اما اتاق دخترم همیشه به هم ریخته است

عبارت «painful memory» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

عبارت «painful memory»

painful memory= a memory that’s upsetting or disturbing خاطرات تلخ Most of my memories of that time are good, but I also have some painful ones بیشتر خاطرات من از آن دوران خوب است، اما خاطرات دردناکی هم دارم

اصطلاح «upper limit» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «upper limit»

upper limit=the highest level or amount allowed سقف حداکثر مجاز-حد مجاز There’s no upper limit on how much a doctor can charge, so be careful هیچ محدودیتی در میزان هزینه ای که پزشک می تواند دریافت کند، وجود ندارد، بنابراین مراقب باشید

اصطلاح«bear a resemblance» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح«bear a resemblance»

bear a resemblance (to sb/sth) to look like, or be similar to, somebody or something شباهت بسیار داشتن He bears a striking resemblance to his father او شباهت زیادی به پدرش دارد

اصطلاح «ulterior motive» ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «ulterior motive»

ulterior motive=the hidden reason or purpose behind an action انگیزه پنهانی/ علت پنهانی He’d never helped his grandma before, so we assumed he had an ulterior motive او قبلاً هرگز به مادربزرگش کمک نکرده بود، بنابراین ما فرض کردیم که او یک انگیزه پنهانی داشته است

اصطلاح «cast a vote» به چه معنی است؟ ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «cast a vote» به چه معنی است؟

cast a vote=to vote in an election or poll رای دادن Anybody over the age of eighteen can register and cast a vote همه افراد بالای هجده سال می توانند ثبت نام کنند و رای دهند He refused to cast a vote for either candidate او از دادن رای به هر یک از نامزدها خودداری […]

«obey an order» به چه معنی است؟ ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

«obey an order» به چه معنی است؟

obey an order to do what someone orders or commands you to do اطاعت از دستورات Soldiers are taught to always obey orders به سربازان آموزش داده می شود که همیشه از دستورات اطاعت کنند

اصطلاح «nervous wreck» به چه معنی است؟ ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاح «nervous wreck» به چه معنی است؟

nervous wreck a person who’s very stressed or nervous دلشوره داشتن؛استرس داشتن Jim’s a great singer, but he’s always a nervous wreck before he goes on stage جیم خواننده بزرگی است، اما همیشه قبل از اینکه روی صحنه برود استرس دارد

ریشه واژه «آل» ۲۷ فروردین ۱۴۰۳

ریشه واژه «آل»

آل واژه عربی به معنای /اهل/ از همین ریشه است. واج /ه/ در فرایند معمول زبانی بدل به همزه شده، چون این دو، واجگاه مشترکی دارند. در مرحله بعدی همزه دوم به قاعده اعلال مهموز گرفتار آمده: «اَءل» شده آل. اما میان اهل و آل تفاوت باریکی ست؛ آل در اشراف به کار می رود […]

واژه‌شناسیِ شیرجه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳

واژه‌شناسیِ شیرجه

واژۀ شیرجه از دو جزء تشکیل شده‌است: شیر (سلطانِ جنگل) + جه (ریشۀ فعلِ جَستن/ جهیدن). جهشِ/ پَرشِ آدم را به جهشِ/ پَرشِ شیر تشبیه کرده‌اند. وقتی شیرجه می‌زنید، مانندِ شیر به طرفی پَرش می‌کنید.   مأخذ: داستانِ واژه‌ها، نوشتۀ بهروز صفرزاده.