فعل عبارتی «Clear off» به چه معناست؟ 26 آبان 1403

فعل عبارتی «Clear off» به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb) Clear off به معنای “جایی را به سرعت ترک کردن” است.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Leave somewhere quickly     مثال: As soon as the trouble started, we cleared off همون موقع که دردسر شروع شد ما به سرعت آنجا را ترک کردیم.

بایگانی‌های آخرین اخبار - صفحه 153 از 323 - الفبای زبان
عبارات مورد استفاده برای بیان تکرار 15 مهر 1402

عبارات مورد استفاده برای بیان تکرار

Frequentlyاغلب Generallyعموما Hardly everخیلی بندرت Hourlyساعتی Many timesبدفعات Monthlyماهیانه Most timesاکثر اوقات Nearly alwaysتقریبا همیشه Neverهرگز Normallyبطور طبیعی Not oftenنه زیاد Occasionallyبندرت

عباراتی که با فعل “Make” می‌آیند 15 مهر 1402

عباراتی که با فعل “Make” می‌آیند

Make a decisionتصمیم گرفتن Make a predictionپیش بینی کردن Make an excuseعذر خواستن Make a warجنگ کردن Make a peaceصلح کردن Make a speechسخنرانی کردن Make fun ofتمسخر کردن Make progressپیشرفت کردن Make friendsدوست شدن Make a noiseسر و صدا کردن Make troubleمشکل درست کردن

he is so trust worthy 12 مهر 1402

he is so trust worthy

he is so trust worthy او خیلی قابل اعتماد است you can count on him می تونی روی او حساب کنی

اصطلاح دل به دریا زدن+۲ اصطلاح دیگر 12 مهر 1402

اصطلاح دل به دریا زدن+۲ اصطلاح دیگر

Take the plunge دل به دریا زدن this food tastes awful این غذا بد مزه است this shirt is too loose for me این لباس برای من گشاده

میشه باهات رک باشم؟ 12 مهر 1402

میشه باهات رک باشم؟

?may I be candid with you میشه باهات رک باشم

از طرف من صحبت نکن! 12 مهر 1402

از طرف من صحبت نکن!

never speak on my behalf هیچ وقت از طرف من صحبت نکن

قیافت آشناست! 12 مهر 1402

قیافت آشناست!

!my mind went blank قیافت آشناست! your name is on the tip of my tounge اسمت نوک زبونمه I can’t quite place you به جا نمیارم شمارو my mind went blank همه چی از یادم رفت

!Never say die 10 مهر 1402

!Never say die

Shame on you خجالت بکش What a mess! چه افتضاحی Knock on wood بزنم به تخته I’m single handed دست تنهام Never say die به دلت بد نیار Stop nagging نق نزن Eat your word حرفتو پس بگیر Tit for tat این به اون در Stick to your job بچسب به کارت

دانشجوی سال چندمی؟ 10 مهر 1402

دانشجوی سال چندمی؟

Freshman( newcomer)دانشجوی سال اولی Sophomoreدانشجوی سال دومی Juniorدانشجوی سال سومی Seniorدانشجوي سال چهارم Associate degreeفوق ديپلم Bachelorليسانس

چند عبارت و اصطلاح کاربردی (۹۴) 10 مهر 1402

چند عبارت و اصطلاح کاربردی (۹۴)

The road was blockedراه بسته بود He is as poor as a church mouseاه در بساط ندارد. Don’t raise your voiceصداتو بلند نکن. They had been rich for generationsجد اندر جد پولدار بوده اند. ?Why are you so confusedچرا حواست پرته؟ He turned paleرنگش پرید. I’ll take back what I saidحرفم رو پس می گیرم. […]