«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد ۰۲ آذر ۱۴۰۴

روایتی از ابراهیم حسن‌بیگی؛
«پشت صحنه نوشتن» منتشر شد

ابراهیم حسن‌بیگی روایتی از حواشی تالیف ۹ اثر داستانی خود را در قالب کتابی با عنوان «پشت صحنه نوشتن» منتشر کرد. به گزارش الفبای زبان، در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: حسن‌بیگی در این کتاب روایتی بی‌پرده از چگونگی کشف سوژه برای نگارش هر اثر، تألیف، انتشار و بازخوردهای خود از انتشار این آثار […]

بایگانی‌های آخرین اخبار - الفبای زبان
اصطلاح « چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟» در انگلیسی ۲۴ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح « چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟» در انگلیسی

?What’s the catch چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟ /ایراد کار کجاس؟ / چه کلکی تو کاره؟   ?When something is too good to be true we ask what’s the catch وقتی بعضی چیزها واقعا خوب پیش می رود ما می پرسیم چه کلکی در کار است؟

داستان کوتاه انگلیسی +ترجمه فارسی ۲۴ آبان ۱۴۰۴
Mr. Jones had a few days' holiday

داستان کوتاه انگلیسی +ترجمه فارسی

Mr. Jones had a few days’ holiday, so he said, ‘I’m going to go to the mountains by train He put on his best clothes, took a small bag, went to the station, and got into the train He had a beautiful hat, and he often put his head out of the window during the […]

اصطلاحی برای «بعید بودن» در زبان انگلیسی ۲۴ آبان ۱۴۰۴
out of character؛

اصطلاحی برای «بعید بودن» در زبان انگلیسی

out of character بعید بودن مثال ها: The way she panicked was out of character for such a normally calm person از آدم آرومی مثل اون بعید بود اینطور وحشت زده بشه.   Her remark seemed so out of character that I wondered if I had misheard it اظهارات او به قدری ازش بعید بود […]

به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟ ۲۴ آبان ۱۴۰۴

به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟

Homebody=One whose interests center on the home   معنی: خونه دوست؛ خانه نشین- کسی که اهل فعالیت‌های بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح می‌ده.   Terry’s a bit of a homebody, so there was no more clubbing تری کمی خانه نشین/ خانه دوست است، بنابراین دیگر خبری از باشگاه نبود   I’ll […]

اصطلاح bad temper ۱۷ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح bad temper

He became bad-tempered and we argued constantly

اصطلاح Clear as mud ۱۷ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح Clear as mud

Clear as mud=very difficult to understand : not clear at all غیرقابل فهم/مبهم/ گیج و گنگ The computer manual was as clear as mud, so we stopped reading it دفترچه راهنمای کامپیوتر اصلا قابل فهم نبود، بنابراین ما خواندن آن را متوقف کردیم mud= گل و لای

تفاوت افعال oversee و overlook ۱۷ آبان ۱۴۰۴

تفاوت افعال oversee و overlook

تفاوت افعال oversee و overlook فعل overlook به معنی “غفلت کردن” و “چشم پوشی کردن” است. .It is believed that accident happened because a number of safety checks were overlooked اعتقاد بر این است که تصادف به دلیل غفلت کردن تعدادی از بررسی های ایمنی رخ داده است. فعل oversee به معنی “نظارت کردن” است. […]

فعل عبارتی «Rack up» ۱۳ آبان ۱۴۰۴

فعل عبارتی «Rack up»

  Rack up جمع کردن یا دستیابی به چیزی، معمولاً یک امتیاز یا مقدار/ ( در مسابقه – امتیاز) کسب کردن، نایل شدن، دست یافتن   He’s RACKED UP a number of convictions for speeding او به دلیل سرعت غیرمجاز محکوم شده است rack up massive expenses هزینه های انبوه روی دست کسی یا جایی […]

اصطلاح «Getting cold feet» ۱۳ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «Getting cold feet»

Getting cold feet شک کردن در تصمیم انجام کاری. پشمان شدن از انجام کاری. ترسیدن از سختی کار و دچار شک و شبهه شدن The burglar has got cold feet, when the dog started barking وقتی سگ شروع به پارس کرد سارق از انجام کارش دو به شک شد Veronica gets cold feet once again […]

صفت های متضاد در انگلیسی ۱۳ آبان ۱۴۰۴

صفت های متضاد در انگلیسی

صفت های متضاد در انگلیسی  Same = همانند Different = متفاوت  Clean = تمیز Dirty = کثیف  Dry =خشک Wet = خیس  Far = دور Near = نزدیک  Alive = زنده Dead = مرده  Best = بهترین Worst = بدترین  Bitter = تلخ Sweet = شیرین Calm = آرام Nervous = عصبی