بایگانی‌های الفبای زبان اصطلاحات - صفحه 2 از 31 - الفبای زبان
درباره «Get a rise out of» ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

درباره «Get a rise out of»

Get a rise out of  To provoke a response from  زیر زبان کسی را خالی کردن، از کسی حرف کشیدن  You can kid me all day about my mistake, but you won’t get a rise out of me میتونی تمام روز منو در مورد اشتباهم دست بیندازی، اما هرگز نمی‌تونی از من حرف بکشی.  I […]

چند اصطلاح ساده برای ” مهم نیست” ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح ساده برای ” مهم نیست”

It doesn’t matter مهم نیست / فرقی نمیکنه No big deal مسئله مهمی نیست / چیزی نیست It’ okay اشکالی نداره / اوکیه Forget it بی خیال / ولش کن  Never mind ونش کن / فراموشش کن

نکته مهمی درباره واژه «Rare» ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

نکته مهمی درباره واژه «Rare»

 برای چیزهایی که تعداد کمی از آن‌ها وجود دارد از کلمه‌ی rare استفاده می‌شود: Rare coins are usually worth a lot of money برای رویداد‌هایی که خیلی کم رخ می‌دهند هم از کلمه‌ی rare استفاده می‌شود: I was lucky enough to witness one of her rare public appearances  برای توصیف چیزهایی که معمولاً رایج هستند […]

اصطلاح Opened up to به چه معناست؟ ۰۱ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح Opened up to به چه معناست؟

I opened up to my mom. با مامانم درد دل کردم I opened up to my best friend. ا با دوست صمیمی م درد دل کردم I opened up to my classmate. با همکلاسیم درد دل کردم I opened up to my cousin. با دختر خالم درد دل کردم. آی اوپند آپ تو مای کازن

عبارتی برای ” اهل فلان چیز نیستم” ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای ” اهل فلان چیز نیستم”

I am not into drama اهل حاشیه نیستم I am not into coffee اهل قهوه نیستم I am not into cinema اهل سینما نیستم  

چند اصطلاح/ چاپلوسی نکن به انگلیسی ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ چاپلوسی نکن به انگلیسی

My hair stood on end. مو به تنم سیخ شد I am all eyes. من چهار چشمی مراقبم If I get my hands on him. اگه دستم بهش برسه Don’t brown-nose چاپلوسی نکن I’m tied up. دستم بنده / سرم شلوغه It’s none of your business. به تو هیچ ربطی نداره

اصطلاحی برای ” جا زدن/ عقب نشینی کردن!!” ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” جا زدن/ عقب نشینی کردن!!”

Chicken out جا زدن از تصمیم، عقب نشینی کردن از سر ترس یا هر چیزی! Syn=back down, back off, He was going to ask for a raise, but he chickened out at the last minute. او می خواست درخواست افزایش حقوق دهد اما آخرین لحظه جا زد  

عبارت “To Enhance” ۱۰ مرداد ۱۴۰۵

عبارت “To Enhance”

“To Enhance“  معنی: بهبود بخشیدن، تقویت کردن (کمک به بهتر یا مؤثرتر شدن چیزی)  مترادف: improve, boost مثال: 1.Using visuals enhances the learning experience. استفاده از تصاویر، تجربه یادگیری را تقویت می‌کند. 2.This cream claims to enhance skin quality. این کرم ادعا می‌کند کیفیت پوست را بهبود می‌بخشد. نکته: معمولاً برای تغییرات مثبت و حرفه‌ای […]

4 اصطلاح جذاب/ “?What’s your 20” به چه معناست؟ ۰۶ مرداد ۱۴۰۵

4 اصطلاح جذاب/ “?What’s your 20” به چه معناست؟

What’s your 20? کجایی، لوکیشن کجاست؟   No buts, no cuts, no coconuts هیچ بهانه ای پذیرفته نیست، بهانه نیار   What’s your poison? چی (نوشیدنی) می خوای؟ Wake up and smell the coffee با واقعیت روبه رو شدن

۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟ ۰۶ مرداد ۱۴۰۵

۳ لغت/ Enthusiastic به چه معناست؟

Enthusiastic معنی: مشتاق، پرشور مثال: She was enthusiastic about learning new skills. او برای یادگیری مهارت‌های جدید مشتاق بود. Motivated معنی: باانگیزه مثال: The students are highly motivated to succeed. دانش‌آموزان انگیزه بالایی برای موفقیت دارند. After a while معنی: بعد از مدتی مثال: After a while, he started to enjoy the class. بعد از […]