فعل عبارتی Turn down
Turn down=decrease the volume or strength (heat, light etc) فعل عبارتی (phrasal verb) Turn down به معنای “کم کردن صدا یا قدرت” هستش. مثال: Please turn the TV down while the guests are here لطفا وقتی مهمانها اینا هستند صدای تلویزیون را کم کن.
اصطلاح «فریب دادن» در زبان انگلیسی
pull a fast one=trick someone کسی را گول زدن کسی را فریب دادن He pulled a fast one on me by paying me with a worthless check او با پرداخت یک چک بی ارزش، من را فریب داد I don’t think he was being truthful – I think he was just trying to pull […]
اصطلاح سوت و کور
silent as the grave=Saying absolutely nothing=Totally silent ساکت مقل گورستان/ سوت و کور/ knew something was wrong when I walked into the meeting room and all the members of the board were silent as the grave وقتی وارد اتاق جلسه شدم و همه اعضای هیئت مدیره مثل قبر ساکت/ سوت و کور بودند، می دانستم […]
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (51)
Talking about our problems is our greatest addiction. Break the habit. Talk about your joys بزرگترين اعتياد ما آدمها حرف زدن از مشكلاتمونه. بشكنيد اين عادت رو! از خوشى ها حرف بزنيد ! Enjoy life today because yesterday is gone and tomorrow is never promised از امروزت لذت ببر، ديروز گذشته ، و قول فردا […]
اصطلاح «down for the count»
down for the count=Defeated, finished, doomed شکست خورده، تسلیم شدن، محکوم به فنا اگر این اصطلاح را کلمهبهکلمه ترجمه کنیم، یعنی «افتاده در انتظار شمارش». این اصطلاح به ورزشهای رزمی اشاره دارد؛ زمانی که یکی از دو طرف مبارزه روی خاک افتاده است و ۱۰ شماره فرصت دارد تا بلند شود و در غیر […]
4 اصطلاح کاربردی / !You rock
Needless to say نا گفته نماند End of story همین و بس، همین که گفتم What I say goes حرف حرفِ منه !You rock تو فوق العاده ای!
3 معنی برای عبارت «Go around»
*Go around یعنی حول چیزی گشتن، دور یه چیزی گشتن. Planets go around the sun سیاره ها دور خورشید می چرخند. ?I asked him to go around the house to see,where is she من ازش خواستم بره دور خونه رو بچرخه که ببینه او کجاست. Enough to *go around,enough for each person یعنی کافی […]
افعال go to sleep/ Wake up/ take a nap
Wake up Definitions= arise from sleeping, awaken, become conscious معنی: بیدار شدن از خواب ، بیداری ، هوشیار شدن مثال : I woke up at 7am this morning صبح ساعت هفت از خواب بیدار شدم nap / take a nap Definition: sleep for a short time during, usually during the middle of the day معنی: […]
لغات با حروف اضافه خاص/ حرف اضافه happy چیست؟
نویسنده : ستاره کوشا 1- (be) accustomed to عادت داشتن به ۲-(be) good at خوب بودن در ۳-acquainted to آشنا با ۴-adequate for مناسب برای ۵- afraid of ترسیده از ۶-ashamed of خجالت زده از ۷-attentive to متوجه به ۸- bored with خسته از ۹-capable of توانا در ۱۰-composed of متشکل از ۱۱-coverd with پوشیده […]
2 ضرب المثل انگلیسی درباره خواب
انگلیسی ها میگویند :زود خوابیدن و زود بیدار شدن باعث می شود انسان سالم، ثروتمند و عاقل شود. The English say, ‘Earlŷ to bed, early to rise, makes a man healthy, Wealthy, and wise یک مثل قدیمی می گوید، “سحر خیز باش تا کامروا باشی. As the old saying goes, the early bird catches […]







Sunday, 27 September , 2026