بایگانی‌های اصطلاحات ضروری 504 - صفحه 40 از 59 - الفبای زبان
چند اصطلاح کاربردی (۸۱) ۲۱ مرداد ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی (۸۱)

Remind me what یادم بنداز Don’t put that on me گردن من ننداز ?will you cut it out میشه تمامش کنی؟ talk is cheap گفتنش آسونه hurry back زود برگرد This is my stop من اینجا پیاده میشم

واژه soiree به چه معناست؟ ۱۸ مرداد ۱۴۰۲

واژه soiree به چه معناست؟

soiree=party=celebration مهمانی، جشن ، دورهمی We’ll be going to a soiree across the street in about an hour

Shake a leg ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

Shake a leg

hurry up به معنای عجله کردن و کلمه های معادل آن shake a leg come on chop-chop we’ll miss the bus if we don’t leave now chop-chop Get cracking Get a move on

Dog-tired ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

Dog-tired

Dog tired= extremely tired= worn out خیلی خسته، زوار در رفته By dusk we were dog tired and heading for home تا غروب خیلی خسته شده بودیم و سمت خانه روان شدیم

Old habits die hard ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

Old habits die hard

Old habits die hardترک عادت موجب مرض است He’s ill lookingبَد تیپه، دمده Don’t waste your breath بحث بیخودی نکن money’s tight اوضاع مالی خراب I’m a man of my word من سر حرفم هستم

اصطلاحات با cut ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

اصطلاحات با cut

Cut to the chase برو سر اصل مطلب Cut the crap مزخرف نگو what’s my cut? سهم من چقدره؟ Cut it out ول کن ، بس کن Cut corners میانبر زدن، ماست مالی کردن Cut down کم کردن، کاهش دادنCut up ریز ریز کردن Cut out  جدا کردن Cut in وسط حرف کسی پریدن Cut […]

May God bless him ۱۶ مرداد ۱۴۰۲

May God bless him

برای بیان جملاتی که حالت آرزو یا دعا دارند دراول جمله may یا might استفاده میکنیم. این دو واژه از افعال مدال /modal verbs هستند که در جمله امکان و توانایی انجام کاری را نشان می دهد. مثال:may GOD bless himخدا رحمتش کندmay GOD forgive himخدا ببخشدmay GOD kill himخدا بکشد او راmay GOD damn […]

A Bird of passage ۱۵ مرداد ۱۴۰۲

A Bird of passage

آلاخون والاخون دربدر، خانه به دوش، آواره، سرگردان، ، A bird of a passage ‍  A person who dosed not stay long in one place a transient or migratory person a person who changes location a ​person who ​stays for only a ​short ​period of ​time in one ​place, ​job, etc.a transient or migratory person […]

چند واژه کاربردی (۸۳) ۱۵ مرداد ۱۴۰۲

چند واژه کاربردی (۸۳)

deliveranceرهایی، رستگاری discretionبصیرت، احتیاط، حزم، نظر، رای، صلاحدید disengagementرهایی از قید یا تعهد، متارکه روابط emancipationآزادی، رهایی، رستگاری، رها سازی، تخلیص freedomآزادی، استقلال، معافیت، آسانی، روانی freedom liberationآزاد کردن، نجات libertyآزادی، اختیار، اجازه، فاعل مختاری liberty releaseرها کردن، رهتیی، ترخیص، پخش، آزاد کردن، مرخص کردن، spaceفرصت، درفضا جا دادن، فاصله دادن، فاصله داشتن، فاصله گذاشتن

peregrination& Travel ۱۵ مرداد ۱۴۰۲

peregrination& Travel

journeyسفر، مسافرت، سیاحت، سفر کردن passageگذر، عبور، حق عبور، پاساژ، اجازه عبور، سپری شدن، راهرو، گذرگاه peregrinationمسافرت دور، جهانگردی، safari سیاحت اکتشافی در آفریقا، سیاحت کردن travelسفر کردن مسافرت کردن، مسافرت، گردش،