درباره فعل discuss
فعل discuss با هیچ حرف اضافه ای نمی آید
عبارت divulge
divulge= make known=betray=reveal فاش کردن/ خیانت در امانت کردن/افشا ساختن The CEO refused to divulge how much she earned. مدیرعامل از افشای میزان درآمد او خودداری کرد.
عباراتی که با Do می آیند
do business تجارت کردن، معامله کردن do sb a favor به کسی لطف کردن do research تحقیق کردن do the shopping خرید خونه را انجام دادن do the laundry لباس شستن do the ironing اتو کردن do the cooking آشپزی کردن do the washing-up ظرف شستن do your hair موهای خود را درست کردن do […]
Bread line به چه معناست؟
Bread line= to be extremely poor خط فقر/بدترین شرایط زندگی Most students are on the breadline اکثر دانش آموزان در خط فقر هستند
اصطلاح« Squirrel away»
squirrel away=hide money or something of value in a safe place پنهان کردن پول یا چیز ارزشمند به منظور ذخیره She squirreled away money each month to buy a new car If you’re just squirreling away various English learning materials instead of using them, you’ll never improve your English
انتشار فهرست تقاضاهای مجوز کتاب
معاون توسعه و مدیریت منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از انتشار فهرست تقاضاهای مجوز کتاب خبر داد. به گزارش الفبای زبان، حسین انتظامی هدف از انتشار این فهرست را اطلاع فعالان نشر از کتابهایی که قرار است بزودی وارد بازار کتاب شود. وی همچنین جلوگیری از ضایع شدن حق مترجمی که کتابش را زودتر […]
چگونه بگوییم «آنقدرها» هم باهوش نیستی!
برای بیان کلمه ی “اونقدرها” در زبان انگلیسی میتونید خیلی ساده از “that” استفاده کنید: you are not that clever اونقدر ها هم باهوش نیستیا! you are not that important اونقدرها هم مهم نیستایا! she is not that beautiful او آنقدر هم زیبا نیست this question isn’t that difficult این سوال اونقدرها هم سخت نیست […]
عبارت win-win
ˌwin-win (adjective) [only before noun] برد-برد برای دپو طرف/ نتیجه دلخواه برای دو طرف It’s a win-win situation all around The agreement is a win-win for everyone
بررسی چند لغت ساده و معادل پیشرفته آن
Basic ————-Advance Harmful —-pernicious=مخرب زیانبار، تباهکننده indescribable —-ineffable=وصف نکردنی، غیرقابل توصیف، بر زبان نیاوردنی Sleep —-soporific=خواب آور/ کسل کننده Radiant —- Luminous=درخشان پرنور Musical —mellifluous=صدای آرام و دلنشین Enthusiastic —-ebullient=پراشتیاق پرشور، پرذوق Chance —-Serendipity=نیک بختی، خوشبختی، شانس/ اقبال Healthful —Salubrious=سودمند، سازگار، گوارا، سالم Passing —-Ephemeral=بیدوام زودگذر، ناپایدار excellent—-Resplendent=درخشان، پرشکوه، خیره کننده، فروزان Luxurious—-Opulent=گرانمایه مجلل، وافر، […]
فعل ترکیبی «get around»
یکی از کاربردهای فعل ترکیبی get around معنی ‘رفت و آمد کردن’ است. یعنی اینکه شخصی مثلا در یک شهر به مکانی یا مکان هایی برود. این رفت و آمد کردن مثلا ممکن است به واسطه شغل باشد، یا ممکن است شخصی به عنوان جهانگر وارد شهری شود و طبیعتا برای دیدن مکان های مختلف […]








Monday, 19 October , 2026