ترکیب واژگان با کلمه friend
Friend دوست / رفیق New friend دوست جدید Ex-Friend دوست سابق Best friend بهترین دوست Close friend دوست نزدیک Good friend دوست خوب Dear friend دوست عزیز Old friend دوست قدیمی Mutual friend دوست مشترک Childhood friend دوست دوران بچگی School friend دوست مدرسه Family friend دوست خانوادگی Social friend دوست اجتماعی Casual friend دوست […]
تفاوت Except با Except for
کلمهی except (به معنی بجز) بعد از کلمات all, every, no, everything, anybody, nowhere, whole و کلمات مشابه میتواند بدون for بکار رود، ولی در سایر موارد از except for استفاده میشود. مثال: He cleaned all the rooms except [for] the bedroom او همهی اتاقها بجز اتاق خواب را تمیز کرد. اینجا چون all بکار […]
تفاوت Believe & Believe in
؛Believe in something 1-باور داشتن به وجود [داشتن] چیزی مثل خدا یا شانس… I believe in you, you can do this من به شما اعتماد دارم، شما می توانید ان را انجام دهید. ?Do you believe in ghosts آیا به وجود داشتن روح اعتقاد داری؟ James still believes in Father Christmas جیمز همچنان به […]
استفاده از ساختار Compared to
برای بیان “در مقایسه با ….” از ساختار Compared to استفاده میشود: Compared to Compared to her peers, she’s more intelligent در مقایسه با هم سن و سالهایش، او باهوش تر است. Compared to our small flat, Bill’s house seemed like a palace در مقایسه با آپارتمان کوچک ما، خانه بیل مانند یک قصر […]
ریشه واژهی آدینه
ریشه واژهی آدینه این واژه در ایران باستان ati_ayanaka بوده است که به معنای حرکت به سویی و جمع شدن در آن نقطه میباشد. (که دقیقا معادل عربی آن جمعه است و تایید میکند جمع شدن در نقطهای برای عبادت در روزی خاص ریشهی باستانی دارد) آدیانکا-> آدیانکا-> آدیانه->آدینه
چند واژه کاربردی (100)
Blame: To accuse. To hold responsible مقصر دانستن، سرزنش کردن Blanket: A cloth cover used to keep warm پتو Bleed: To lose blood خون آمدن از Blind: Not able to see کور Block: To stop something from being done. To prevent movement بلوك،بلوك کردن Blood: Red fluid in the body خون Blow: To move with […]
واژگان پرکاربرد در انگلیسی (99)
acknowledge تصدیق کردن، قبول کردن، تأیید کردن، قدردانی کردن، اعتراف کردن acquire بدست آوردن، پیدا کردن، حاصل کردن، آموختن adage ضرب المثل، مثل، پند assimilate وفق دادن، جذب کردن، شبیه ساختن، تلفیق کردن assortment دسته، ترتیب، طبقه بندی، دسته بندی caliber استعداد، گنجایش، کالیبر، قطر گلوله condensed متراکم، فشرده، خلاصه شده contradictory مغایر، مخالف، متناقض […]
لغات کاربردی (98)
Very hard = challenging Tired = exhausted Angry = furious Clean = spotless do = perform/commit/conduct think = suppose/presume good = significant/impressive become better = improve important = remarkable/noticeable make clear = clarify not simple = complicated/ perplexed hard = difficult decide = make a decision
ویژگی های اخلاقی افراد (7)
Ambitious بلندپرواز Arrogant مغرور Confident با اعتماد به نفس Aggressive پرخاشگر Responsible مسئولیتپذیر Honest صادق Two faced آدم دو رو Tolerant صبور و بامدارا Loyal وفادار Stingy خسیس Cunning موذی
واژگان ضروری (4) تافل
adept استاد، ماهر، کاردان، چیره دست، ماهرانه adhere چسبیدن، پیوستن، وفادار ماندن، طرفدار بودن، توافق داشتن foster پرورش دادن، غذا دادن، شیر دادن، غذا، نسل، پرستار halt ایست، درنگ، توقف، ایستادگی کردن handle بکار بردن، استعمال کردن، مدیریت کردن، وسیله، دستکاری کردن، اداره کردن harbor پناه گاه، بندرگاه، پناه بردن، پناه دادن، لنگر انداختن harmful […]








Friday, 23 October , 2026