بایگانی‌های Idiom - صفحه 5 از 56 - الفبای زبان
اصطلاح انگلیسی «همه چی رو هواست…» ۱۰ مهر ۱۴۰۴

اصطلاح انگلیسی «همه چی رو هواست…»

Up in the air Synonyms=uncertain or iffy=Not settled, uncertain همه چی رو هواست / نامشخص است/ حل نشده   ?Are your birthday plans up in the air آیا برنامه های تولدت رفت رو هوا؟ if you have a bad cold today, the possibility of going on a picnic this weekend is still up in the […]

«crushing blow» به چع معناست؟ ۰۱ مهر ۱۴۰۴

«crushing blow» به چع معناست؟

crushing blow شکست بزرگ برای اهداف یک فرد، گروه یا سازمان ویرانگر The team’s loss last Sunday was a crushing blow to their chances for a championship باخت یکشنبه گذشته این تیم ضربه سختی به شانس آنها برای قهرمانی بود Failing that test was a crushing blow to my hopes for an honors degree رد […]

اصطلاح «Your guess is as good as mine» ۲۵ شهریور ۱۴۰۴

اصطلاح «Your guess is as good as mine»

Your guess is as good as mine منم بی خبرم/فهمیدی به منم بگو I asked my wife “how long will it take for the pie to bake?” and she answered, “your guess is as good as mine از همسرم پرسیدم چقدر طول می کشد تا شیرینی پخته شود؟ و او پاسخ داد: “دونستی به منم […]

اصطلاح« Squirrel away» ۲۵ شهریور ۱۴۰۴

اصطلاح« Squirrel away»

squirrel away=hide money or something of value in a safe place پنهان کردن پول یا چیز ارزشمند به منظور ذخیره    She squirreled away money each month to buy a new car  If you’re just squirreling away various English learning materials instead of using them, you’ll never improve your English

اصطلاح «zero in on» به چه معناست؟ ۲۴ شهریور ۱۴۰۴

اصطلاح «zero in on» به چه معناست؟

zero in on=you focus your attention on it این اصطلاح دو معنی دارد 1-تمام توجه خود را روی چیزی متمرکز کردن/2-نشانه گرفتن با اصلحه   We’ve zeroed in on the real problem we don’t save enough money ما روی مشکل واقعی متمرکز هستیم پول کافی پس انداز نمی کنیم   I like the way our […]

عبارت win-win ۲۴ شهریور ۱۴۰۴

عبارت win-win

 ˌwin-win (adjective) [only before noun] برد-برد برای دپو طرف/ نتیجه دلخواه برای دو طرف  It’s a win-win situation all around The agreement is a win-win for everyone

واژه «Dowdy» ۲۳ شهریور ۱۴۰۴

واژه «Dowdy»

Dowdy =slovenly; untidy نا مرتب؛ کثیف؛ بی ریخت، بی قواره، از مد افتاده؛ (به طعنه) بد لباس She tried to change her dowdy image by buying a fashionable new wardrobe او سعی کرد با خرید یک کمد لباس جدید شیک وجهه نا مرتبش را عوض کند.

4 اصطلاح کاربردی/ Dig deep به چه معناست؟ ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
Read the room چطور؟

4 اصطلاح کاربردی/ Dig deep به چه معناست؟

Read the room شرایط رو درک کن Can I bum a cigarette یه نخ سیگار میدی Dig deep تلاشتو بکن Live and learn درس عبرت شد برات

فعل ترکیبی «get around» ۲۳ شهریور ۱۴۰۴

فعل ترکیبی «get around»

یکی از کاربردهای فعل ترکیبی get around معنی ‘رفت و آمد کردن’ است. یعنی اینکه شخصی مثلا در یک شهر به مکانی یا مکان هایی برود. این رفت و آمد کردن مثلا ممکن است به واسطه شغل باشد، یا ممکن است شخصی به عنوان جهانگر وارد شهری شود و طبیعتا برای دیدن مکان های مختلف […]

چند اصطلاح امریکایی / اصطلاح «Don’t rush me» به چه معناست؟ ۲۲ شهریور ۱۴۰۴

چند اصطلاح امریکایی / اصطلاح «Don’t rush me» به چه معناست؟

  I’m game من پایه ام What’s up ? چه خبر ؟ No way نه بابا ، امکان نداره By all means با کمال میل Have fun خوش بگذره Don’t rush me هولم نکن Hit me up به من زنگ بزن I got your back هواتو دارم End of story همین که گفتم