اصطلاحات پر تکرار در نامه نگاری انگلیسی / Referring your letter of
عباراتی که بیشتر در شروع نامه به کار برده می شود. In reply to your letter = در پاسخ نامه شما To meet a demand = برای برآوردن تقاضا We must apologies for = ما باید پوزش بخواهیم برای We wish to inform you that = ما مایل هستیم به استحضار شما برسانیم که We […]
چند لغت کاربردی با for
For free مجانی For fun برای تفریح For rent برای اجاره For sale برای فروش For sure بی شَک
برخی واژگان مرتبط با اعضای داخلی بدن/ Intestines به چه معناست؟
لیستی از لغات مربوط به اعضای داخلی بدن در زبان انگلیسی به همراه فونتیک و معنی فارسی اونها رو در زیر مشاهده میکنید: Brain مغز Heart قلب Lung ریه Liver کبد، جگر Stomach معده، شکم Kidney کلیه Intestines روده Pancreas لوزالمعده Spleen طحال Bladder مثانه Gallbladder کیسه صفرا Esophagus مری Thyroid تیروئید Uterus رحم […]
ساختار کاربردی «can’t help doing sth»
وقتی می خواهیم بگوییم که نمی توانم کاری را انجام ندهم (نمی توانم جلوی خودم را بگیرم) از عبارت Can’t help doing something استفاده می شود. can’t help doing sth نمی تونم نخندم. I can’t help laughing وقتی اون روز توی کلاس اون کارو کردی دیگه نمی تونستم جلوی خنده ام رو بگیرم . […]
تفاوت Don’t have to و mustn’t
Don’t have to و mustn’t معني هاي متفاوتي دارند! Don’t have to يعني نياز نيست كه فلان كار رو انجام بدي I don’t have to wear a uniform لازم نيست كه يك لباس فرم بپوشم. اما mustn’t كه مخفف must not است به اين معني است كه شما اجازه نداريد فلان كار […]
چند اصطلاح کاربردی با کلمه mind
I changed my mind نظرم عوض شد. Speak your mind حرف دلتو بزن. Mind your own business سرت تو کار خودت باشه. Make up your mind تصمیمت رو بگیر.
راه های مختلف پرسیدن شغلت چیه به انگلیسی
?What’s your job ?What do you do for a living ?What is your occupation ?What do you do
تفاوت «used to» و «be used to»
از “Used to” برای صحبت دربارهی عادتها یا شرایطی در گذشته که دیگه وجود ندارند، استفاده میکنیم: I used to play football when I was a child یعنی در کودکی فوتبال بازی میکردم، اما الان دیگه این کار رو انجام نمیدم.) از “Be used to” برای اشاره به چیزی که بهش عادت داریم یا برامون […]
برخی اختصارات رایج در نسخه نویسی پزشکی / «Oint» به چه معناست؟
آمپول ………..…..……….... Amp کپسول ………..…..……….... Cap قرص ………..…..……….... Tab شیاف ………..…..……….... Supp پماد ………..…..……….... Oint قطره ………..…..……….... drop لوسیون ………..…..……….... Lot محلول ………..…..……….... Sol سوسپانسیون ………..…..……….... Susp شربت ………..…..……….... syrp یا syr قرص جوشان ………..…..……….... Eff اسپری ………..…..……….... spray پودر ………..…..……….... powder کِرِم ………..…..……….... Cream ویال ………..…..……….... vial ژل ………..…..……….... Gel
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (114)
Be smart enough to listen to what a person isn’t saying آنقدر باهوش باشید که به آنچه که یک شخص نمی گوید گوش دهید. 𝑊𝑒 𝑎𝑟𝑒 𝑡ℎ𝑒 𝑠𝑎𝑑𝑑𝑒𝑠𝑡 𝑏𝑢𝑡 𝑝𝑟𝑒𝑡𝑒𝑛𝑡𝑖𝑜𝑢𝑠 𝑡𝑜 𝑏𝑒 ℎ𝑎𝑝𝑝𝑦 همانا غمگین ترین متظاهران شادی هستیم You cannot tie up another’s wound while your own is still bleeding تا وقتی زخم خودت […]








Friday, 16 October , 2026