چند اصطلاح پیشرفته انگلیسی/ «That’s hilarious» به چه معناست؟
I’m exhausted I’m tired من خسته ام I don’t mind It’s okay مشکی نیست Let’s figure it out Let’s solve it حلش می کنم I’m starving I’m hungry من گرسنه ام That’s hilarious That’s funny بامزه است I totally agree I agree من موافقم
بررسی 3 واژه/ Diminish & Revise & Establish
Diminish کاهش دادن، کم کردن The noise gradually diminished as the car drove away صدا به تدریج کاهش یافت وقتی که ماشین دور شد. Revise بازنگری کردن، اصلاح کردن I need to revise my notes before the exam من قبل از امتحان باید یادداشتهایم را بازنگری کنم. Establish تأسیس کردن، بنیانگذاری کردن The company […]
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (110)
Sometimes when I say “I’m okay” I want someone to look me in the eyes, hug me tight and say “I know you’re not” گاهی وقتی میگم “خوبم” میخوام یکی تو چشمام نگاه کنه، محکم بغلم کنه و بگه “میدونم که نیستی”. “When you love someone, you love the person as they are, and not […]
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (109)
The biggest mistake I have made in my life is letting people stay in it far longer than they deserve بزرگترین اشتباهی که مرتکب شدم این است که به مردم اجازه دادم خیلی بیشتر از آنچه که لیاقتش را دارند، در زندگیم بمانند. Your soul always knows when it’s time to turn the page and […]
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (108)
Time gives you the answers that your questions, efforts and impatience never could زمان بهت پاسخ هایی میده که سوالات، تلاش و بی صبری هرگز نتوانسته این پاسخ ها رو بهت بده . No one ever became big in life by showing how small someone else is هيچكس تا حالا با كوچیک […]
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (107)
Your birth is not in your hands, but your transformation is in your hands تولدت دست خودت نبوده، ولی تحولت که دست خودته. In the end, we will remember not the words of our enemies, but the silence of our friends در پایان حرفای دشمنانمون نه، سکوت دوستامون رو به یاد خواهیم آورد. When you […]
چند اصطلاح نسل جدید/ Sober & Cringe به چه معناست؟
نویسنده : صغری توحیدلو Sober (بچه مثبت) He’s so sober; he doesn’t even drink at parties Noob (اسکل) Stop playing like a noob, you’re ruining the game Drama Queen (کولی) She’s such a drama queen; she cried because her coffee wasn’t hot enough Toxic (سمی) I had to block him; his comments were so […]
تفاوت سه کلمه Cloth & Clothe & Clothes
تفاوت سه کلمه Cloth Clothe Clothes Cloth (noun) به معنی پارچه I need a cloth to clean the table به یک پارچه برای تمیز کردن میز نیاز دارم. Clothe (verb) به معنی لباس به تن کردن ?Could you please bathe and clothe the baby میشه بچه رو حمام ببری و لباسش رو تنش کنی؟ Clothes(noun) […]
معانی فعل ترکیبی run across
فعل ترکیبی “run across” دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی “کسی را به صورت تصادفی دیدن” است. I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم، دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. معنی دوم این فعل ترکیبی “چیزی […]
چند اصطلاح انگلیسی / «Don’t Push It» به چه معناست؟
Come Again یه بار دیگه بگو چی گفتی ؟! I Told You So دیدی بهت گفتم ! I Didn’t Mean It منظوری نداشتم ! Come Clean راستشو بگو ! Pardon My French ! بد دهنی منو ببخشید ! Good Riddance ! شرت کم ! You Are So Full Of Yourself ! خیلی خودت را میگیری […]








Sunday, 15 February , 2026