تفاوت bargain on و bargain over
فعل bargain on به معنی “وابسته بودن” و “روی چیزی حساب کردن” است. We bargain on their support for running the business ما در مورد حمایت آنها برای اداره تجارت حساب باز کردیم فعل bargain over (و گاهی bargain for) به معنی “چانه زدن” یا “رایزنی برای کسب چیزی” یا نتیجه ای خاص (مثل تخفیف […]
اصطلاح دستم نمک نداره!
my cake is dough دست من نمک نداره from the bottom of my heart ازصمیم قلبم I feel lost سردرگمم
اصطلاح «A bad apple»
A bad apple اصطلاح سیب فاسد / یک فرد فاسد در یک گروه/ فرد Instead of focusing on college, he spends his time hanging out with bad apples او به جای تمرکز بر دانشگاه، وقت خود را با آدم های فاسد می گذراند
اصطلاح «I’m in charge of»
I’m in charge of مسئول بودن/ متصدیِ… She is in charge of hiring new employees او مسئول استخدام کارمندان جدید است My assistant will be in charge of the department in my absence معاون من در غیاب من مسئول بخش خواهد بود Mr. Smith is in charge of this class آقای اسمیت مسئول این کلاس […]
سه ترکیب برای «بیان عذرخواهی»
سه روش برای گفتن اینکه «مقصر من بودم/ اشتباه از من بود/ یک عذرخواهی بهت بدهکارم» My bad My mistake I owe you an apology
استفاده از Namely در جملات به چه منظور است؟
برای ذکر کردن نمونههای چیزی یا بیان دقیقتر و جزئی تر توضیح داده شده، از کلمهی namely استفاده میشود. قبل از namely از کاما استفاده میشود. …Namely = that is مثال: I have a new job، namely as a teacher من یک شغل جدید دارم، معلمی We need to concentrate on our target audience, namely […]
اصطلاح Blow off steam
Blow off steam هر کاری که باعث می شود خشم و احساسات خود را خالی کنیم/ استرس و تنش را با فریاد زدن، تخلیه کردن! Although he needs to blow off steam, he needn’t be out of control. It’s a great way to relax and keep fit اگرچه او باید خشم خود را […]
دو کتاب «برگ و بار» و «گوهر معنا» رونمایی می شود
هشتصد و شصتمین شب از شبهای مجلۀ بخارا به رونمایی از دو کتاب «برگ و بار» و «گوهر معنا» نوشته محمدعلی موحد اختصاص دارد. به گزارش الفبای زبان، به مناسبت انتشار کتابهای «برگ و بار» و «گوهر معنا» که در نشر کارنامه عرضه شدهاند، هشتصد و شصتمین شب از شبهای مجلۀ بخارا به رونمایی از […]
قالب کاربردی «اگر جای تو بودم»
اگر جای تو بودم If I were you, I would If I were you, I would hurry اگر جای تو بودم، عجله میکردم. If I were you, I would think about it اگر جای تو بودم، درموردش فکر میکردم. If I were you, I wouldn’t do that اگر جای تو بودم، اون کار رو نمیکردم.
درباره گرامر All و Every
ALL و Every هم معنا هستند، ولی all با صورت جمع اسم به کار می رود: All towns have a post office ولی every با صورت مفرد اسم: Every town has a post office هر دو جمله بالا را می توان چنین ترجمه کرد: همه شهرها یک پستخانه دارند. همچنین در جملات منفی not all […]






Sunday, 27 September , 2026