بایگانی‌های اصطلاحات ضروری 504 - صفحه 5 از 59 - الفبای زبان
انواع فعل نگاه کردن ۱۶ تیر ۱۴۰۴

انواع فعل نگاه کردن

Seeدیدن Lookنگاه کردن Watchتماشا کردن Stareخیره شدن Peepزیر چشمی نگاه کردن Scanبه طور کامل نگاه کردن Glanceنگاه مختصر کردن

چند اصطلاح پر کاربرد در زمان بی پولی ۱۶ تیر ۱۴۰۴

چند اصطلاح پر کاربرد در زمان بی پولی

چند اصطلاح پر کاربرد در زمان بی پولی I have no moneyهیچ پولی ندارم I’m strapped for cashدست و بالم خالیه I can’t afford itتوانایی خریدش رو ندارم I’m pennilessبی پولم I’m flat brokeهیچ پولی ندارم I’m skintبی پولم

اصطلاح Take a sip ۱۲ تیر ۱۴۰۴

اصطلاح Take a sip

Get well soon زودتر خوب شو I kid you not شوخی نمی کنم Take a sip یه قُلپ بخور

نحوه بیان « منو یاد … میندازی » ۱۱ تیر ۱۴۰۴

نحوه بیان « منو یاد … میندازی »

برای بیان ” منو یاد … میندازی ” از ساختار زیر استفاده می‌شود : You remind me of مثال:You remind me of my pastتو منو یاد گذشته خودم میندازی. You remind me of my late motherتو منو یاد مادر مرحومم میندازی. You remind me of my childhoodتو منو یاد دوران کودکی خودم میندازی.

اصطلاح Keep the change و 2 اصطلاح دیگر ۱۱ تیر ۱۴۰۴

اصطلاح Keep the change و 2 اصطلاح دیگر

You just say the word تو فقط لب تر کن Seeing is believing تا نبینم باور نمی کنم Keep the change بقیه اش برای خودت

I’m doomed + چند اصطلاح دیگر ۲۵ خرداد ۱۴۰۴

I’m doomed + چند اصطلاح دیگر

We’re through ما با هم نیستیم/ کات کردیم You just blue my mind منو تحت تاثیر قرار دادی You rock my world تو دنیامو کامل کردی I’m doomed به فنا رفتم

اصطلاح دستم نمک نداره! ۲۵ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح دستم نمک نداره!

my cake is dough دست من نمک نداره from the bottom of my heart ازصمیم قلبم I feel lost سردرگمم

اصطلاح «A bad apple» ۲۵ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «A bad apple»

A bad apple اصطلاح سیب فاسد / یک فرد فاسد در یک گروه/ فرد Instead of focusing on college, he spends his time hanging out with bad apples او به جای تمرکز بر دانشگاه، وقت خود را با آدم های فاسد می گذراند

اصطلاح No such luck ۲۱ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح No such luck

No such luck ما ازین شانس ها نداریم We hoped we could still get tickets, but no such luck، they had all been sold امیدوار بودیم هنوز بتوانیم بلیط تهیه کنیم، اما ما از این شانس ها نداریم ، آنها فروخته شده بودند

اصطلاح «بیا سو تفاهم را برطرف کنیم» ۲۰ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «بیا سو تفاهم را برطرف کنیم»

Let’s clear the air=Eliminate confusion   بیا سو تفاهم را برطرف کنیم/بهتر کردن اوضاع   We had a big argument, but I guess it helped clear the air between us ما دعوای بزرگی داشتیم، اما حدس می‌زنم که به بهتر شدن اوضاع  بین ما کمک کرد