2 ساختار Must have done & Must have been done
برای نتیجهگیری منطقی از اتفاقی که در گذشته رخ داده (بر اساس شواهد) از ساختارهای زیر استفاده میشود: Must have done این ساختار برای جملات معلوم است: He must not have slept well last night او دیشب نباید خوب خوابیده باشد (نتیجهگیری). He must have stayed up too late last night دیشب، او باید […]
واژگان کاربردی -قسمت اول (۱۰۲)
1. headache: سردرد 2. backache: كمر درد 3. amnesia: بيماري فراموشي 4. anemia: کم خوني 5. bloodshed: خونريزي 6. brain sickness: نقص عقل 7. bladder stone: سنگ مثانه 8. cancer: سرطان 9. tooth ache: دندان درد 10. chicken pox: آبله مرغان 11. Sore Throat: گلو درد 12. constipate: يبوست,خشکی 13. depression: افسردگی 14. ear ache: […]
در واکنش به صحبتهایی که شگفت زده می شویم
I don’t/can’t believe it باورم نمیشه. / نمیتونم باور کنم. You must be kidding (joking) حتما داری شوخی می کنی! Really واقعا؟ How fantastic چه عالی! That’s great news خبر فوق العاده ایه! What a great idea چه ایده فوق العادهای! Oh no وای نه! What a pity چه حیف!
چند اصطلاح با ملیتها (1)
🇬🇷It’s all Greek to me من نمیفهمم(متوجه نمیشم) 🇫🇷Take french leave ترک کردن 🇷🇺To play Russian roulette ریسک بزرگ کردن و به خطر انداختن 🇫🇷Pardon my French ببخشید بابت استفاده از الفاظ رکیک 🇳🇱To go Dutch دُنگی حساب کردن، پرداخت کردم سهم به صورت جداگانه 🇨🇳Chinese whispers یک کلاغ چهل کلاغ، شایعات بیاساس
جملات و اصطلاحات کاربردی (۱۰6)/Don’t crack a joke
?When do you come for me کی میای دنبالم I’m done with you دیگه باهات کاری ندارم Don’t crack a joke مزه نپرون It was impressive تاثیر گذار بود He makes faces شکلک در میاره My jealousy get the best of me حسادت چشمام رو کور کرده Disinfect the wound زخم رو ضدعفونی کن Be […]
سه اصطلاح have cold feet/Basket case/that’s the thing
get/have cold feet جا زدن، پا پس کشیدن He got cold feet at the last minute در آخرین لحظه جا زد. Basket Basket case Someone or something in a useless or hopeless condition خسته و درمانده، کوفته، عاجز و وامانده After working a 12-hour day and then coming home and cooking dinner for her family, […]
درباره Me time
نویسنده:مهدی کلاته عربی/ Me Time اشاره به زمانی دارد که دوست دارید تنها باشید و وقتتون رو به خودتون اختصاص دهید. (برای ضمایر مختلف هم me time به کار میرود) I am going to spend me time in this city من میخوام وقتم رو تو این شهر بگذرونم. All mothers should try to find […]
چند اصطلاح درباره امتحانات
I didn’t crack a book all semester کل ترم لای کتاب رو باز نکردم. I am burning the midnight oil شبها تا دیر وقت درس میخونم. I aced the test امتحانم رو عالی دادم. I messed/screwed up the test امتحانم رو افتضاح دادم. I passed with flying colors با نمره عالی پاس کردم. I passed […]
جملات و اصطلاحات کاربردی (۱۰5)
He is loaded وضعش توپه It is a pig in a poke مفت گرونه Quick-buck artist مفت خور Poor you آخی Tv dinner شام اماده یا حاضری Be it so هرچه بادا باد He is rolling in it طرف خرپوله
انواع مختلف کاربرد By در جملات
کاربرد اول: زمان در این کاربرد، کلمه by معنی “تا” و یا “قبل از” می دهد: be home by five o’clock. (= at or before five) تا قبل از ساعت 5 خانه باش By the end of the meal, everybody was drunk تا پایان غذا، همه مست بودند. نکته: قبل از […]








Monday, 26 October , 2026