بایگانی‌های اصطلاحات ضروری 504 - صفحه 21 از 60 - الفبای زبان
اصطلاحی برای «غیبت کردن» ۲۲ خرداد ۱۴۰۳

اصطلاحی برای «غیبت کردن»

To backbite synonyms=abuse= gossip=lie = slander غیبت کردن یا پشت سر کسی حرف زدن He never backbites او هرگز غیبت نمی کند.   They beguiled the time by backbiting and intriguing against each other in a foolish kind of way   آنها زمان را با غیبت و دسیسه در برابر یکدیگر به شیوه ای احمقانه […]

کلمات متضاد پرکاربرد در زبان انگلیسی (8) ۲۲ خرداد ۱۴۰۳

کلمات متضاد پرکاربرد در زبان انگلیسی (8)

کلمات متضاد پرکاربرد در زبان انگلیسی: Ability ≠ Inability ناتوانی ≠ توانایی Happy ≠ Unhappy شاد ≠ ناشاد Import ≠ Export واردات ≠ صادرات Interior ≠ Exterior داخلی ≠ بیرونی Maximum ≠ Minimum حداکثر ≠ حداقل Include ≠ Exclude شامل ≠ نا شامل Junior ≠ Senior تازه کار ≠ زبده Above ≠ Below بالا ≠ […]

«اجازه بده همراهیت کنم» چی میشه؟ ۲۰ خرداد ۱۴۰۳
the person is going to accompany you to the exit

«اجازه بده همراهیت کنم» چی میشه؟

Let me walk you out=I’ll walk you out همراهی کردن کسی / قدم زدن با کسی ?How do I get out of here I’ll walk you out چطوری از اینجا برم؟ من تو را همراهی می کنم              

۱۹ خرداد ۱۴۰۳

اصطلاحات بازی همستر (1)

Coin سکه Level up ارتقاء سطح Per hour  در هر ساعت Boost تقویت، افزایش Mine استخراج کردن/معدن Daily combo ترکیب روزانه Airdrop توزیع رایگان سکه یا توکن(مفهوم ایردراپ در دنیای ارزهای دیجیتال) استخراج کردنMine صرافیExchange پول درآوردنEarn سودProfit قیمتPrice فروشگاهMarket قانونیLegal ویژهSpecial

واژه ای برای معانی «واژگونی/ زیر و رو شدن» ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳
?Titanic history/Why didn't she Capsize

واژه ای برای معانی «واژگونی/ زیر و رو شدن»

capsize=overturn accidentally این واژه به معنی واژگون/سرنگون/غرق شدن وسایل موتوری مثل ماشین و کشتی و غیره است. to capsize (verb) واژگون/ سرنگون/غرق کردن / زیرو رو کردن/نابود شدن نکته: to capsize به عنوان فعل هم می تواند با حرف اضافه و هم بدون حرف اضافه در جمله استفاده شود. مثالها:   ?do you know what […]

جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (40) ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (40)

One day, the people who didn’t believe in you will tell everyone how they met you يه روزى همه ى اونهايى كه باورت نداشتن، براى ديگران تعريف ميكنن چطور باهات آشنا شدن . God will never leave you empty he will replace everything you lost if he asks you to put something down it’s because […]

اصطلاح «as Clear as mud» به چه منظور است؟ ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «as Clear as mud» به چه منظور است؟

as Clear as mud=Not clear at all= not easy to understand واژه mud یعنی لجن/ تیره. و این اصطلاح به این معنی است که مثل لجن تیره و نامشخص است پس یعنی چیزی که خیلی مشخص نباشه و فهمش سخت باشه/ مبهم/ غیرواضح   He’s a great scientist, but I find his explanation of bacteria […]

اصطلاح «شایعه شده که…» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «شایعه شده که…»

It’s rumored that شایعه شده که …. It’s rumored that she went bankrupt شایعه شده که اون ورشکسته شده. It’s rumored that they are getting married شایعه شده که اونا دارن ازدواج می‌کنن.    She accused him of starting rumors about her. Ever since his sudden resignation, rumors have been flying    او را به […]

چند اصطلاح کاربردی/ اصطلاح «من همینم که هستم» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ اصطلاح «من همینم که هستم»

but no but اما و اخه ندارره for no reason همینجوری you look fishy مشکوک میزنی its as A B C خیلی راحته i am as i am من همینم که هستم

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger

He doesn’t lift a finger  دست به سیاه وسفید نمی زنه Put it down to your experience بزار به حساب تجربه ات kick a habit  ترک کردن عادت I saw a saw that saw a saw  من دیدم که ارّه ای، ارّه ای را اره کرد. (دست بالای دست بسیار است)