اصطلاح have a word
have a word=to talk about something with somebody با کسی حرف زدن I hope they will have a word with some of the mums امیدوارم با برخی از مادران صحبتی داشته باشند
upper echelons
upper echelons بالاترین رتبه در یک جامعه یا سازمان After years of service, she is now in the upper echelon of city officials او پس از سال ها خدمت، اکنون در رده بالای مقامات شهری قرار دارد
چند واژه مرتبط (93)
گربه=cat کینه ای=catty ماهی=fish مشکوک=fishy بینی=nose فضول=nosy کلاس=class باکلاس=classy
واژه Elegant
Elegant: زیبا Gorgeous: زیبا ، محشر Stunning: زیبا ، چشم نواز Adorable, cute: بامزه Exquisite: زیبا ،شکیل
اصطلاح hook, line, and sinker
hook, line, and sinker= used to emphasize that someone has been completely deceived or tricked=completely, totally, شخصی که کاملا فریب خورده/ اصطلاح به دام افتادن/ تمام و کمال What I told him was not true, but he fell for it hook, line and sinker چیزی که بهش گفتم حقیقت نداشت ولی او کاملاً باورش کرد
قیدهای تکرار در زبان انگلیسی
قیدهای تکرار در زبان انگلیسی برای تاکید بیشتر بر روی یک فعالیت یا عمل، آن را تکرار میکنند. این قیدها شامل کلماتی مانند “always”، “never”، “often”، “sometimes” و “rarely” هستند. قید “always” به معنای همیشه استفاده میشود و نشان دهنده این است که فعالیت یا عمل همواره اتفاق میافتد. قید “never” به معنای هرگز استفاده […]
اصطلاحdrop dead gorgeous
She is drop dead gorgeous
تفاوت civilization و culture
از civilization به معنی “تمدن” زمانی استفاده می کنیم که به راه و رسم زندگی جامعه ای اشاره داشته باشیم که از جهت “سازمان اجتماعی” و فرهنگ پیشرفته تلقی می شوند. The remote mountain villages are still untouched by modern civilization The film examines the ancient civilizations of Greece and Rome and their contributions to […]
پسوند able
پسوند able به واژه ورد نظر معنی شدنی -دارای قابلیت- پذیر و … می دهد چرا که خود واژه able به معنای قادر بودن است . Admirable قابل تحسین Acceptable قابل قبول Advisableقابل توصیه ، مقبول ، عاقلانه Comparableقابل قیاس ، قابل مقایسه Dependableقابل اعتماد Desirableمطلوب ، پسندیده Enjoyableلذت بخش ، دلپذیر Honorableشرافتمندانه Identifiableقابل شناسایی […]
افعال دو قسمتی (1)
point outاشاره کردن take offبلند شدن هواپیما write downنوشتن eat outبیرون غذا خوردن put outغذا خوردن break upجدایی، جدا شدن fill inپر کردن







Wednesday, 21 October , 2026